بسيار پيش آمده است که در مجامع مختلف، وقتي صحبت از شيعه ي با آگاهي و معرفت و شيعه ي بدون آگاهي و شناخت داشته ام ماجراي زير را نقل کرده ام. تمام حرف اين است که اگر شيعه با همه ي ظرفيت به جايگاه امام و امامت معرفت نداشته باشد، هنگام امتحان و حضور، در جا مي زند و وقتي که اعتقادش به نظام امامت از روي علم و آگاهي باشد و به مرحله ي باورمندانه اي رسيده باشد، ديگر دنبال چون و چرا و ... نمي گردد و تمام خير را در اطاعت محض از امام مي داند هر چند که به نتايج آن وقوف نداشته باشد.
روايت زير را که ما نام حکايت شيعه ي تنوري بر آن مي گذاريم با ترجمه از مناقب ابن شهر آشوب جلد4 صفحه ي 237 و بحارالانوار جلد 47 صفحه ي 123 حديث 172 و البته با اندکي تصرف در عبارت برايتان نقل مي کنم .
فردي به نام مأمون رقي که گويا خود در اين ماجرا حضور داشته است مي گويد:
يکي از شيعيان خراسان به نام سهل خراساني به حضور امام صادق رسيد و به اعتراض گفت: با اين که حق خلافت و رهبري از آن شماست، و با اين که ــ فقط در خراسان ــ صد هزار شيعه ي طرفدار و شمشير زن داريد، چرا نشسته ايد و قيام نمي کنيد؟
امام صادق(ع) از کنيزشان حنيفه خواستند تنور را روشن کند و سپس با سهل به ادامه ي گفتگو پرداختند. پس از مدتي که تنور داغ و سوزان شد امام به وي فرمود: برو داخل تنور بنشين.
سهل خراساني عرض کرد: آقاي من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خداي از تو بگذرد.
امام ديگر چيزي نگفتند تا اينکه در همين شرايط، هارون مکي که مومني وارسته و از ياران امام بود وارد شد. امام به او فرمود: کفش هايت را کناري بگذارد و وارد تنور آتش شو و در آن بنشين.
او بي درنگ داخل تنور داغ شد و در آن نشست. امام پس از مدتي که با آن خراساني صحبت مي فرمود و از اوضاع و احوال خراسان جوري سخن مي گفت که گويا از خود سهل هم بيشتر و بهتر بر مسايل خراسان واقف است، به وي فرمود: برخيز و داخل تنور را نگاه کن.
سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و ديد که هارون مکي با آرامش تمام در ميان آتش نشسته است.
آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شيعه) مثل اين مرد داريد؟
سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتي يک نفر هم اين طوري نداريم.
فرمود: انا لا نخرج في زمان لا نجد فيه خمسه معاضدين لنا نحن اعلم بالوقت.
يعني: ما تا وقتي پنج نفر همراه ـ واقعي ـ نداشته باشيم قيام نمي کنيم... ما به زمان انجام تکليف آگاه تريم.
به قول امروزي ها امروز نوشت: دوستاني که محبت مي کنند کامنت مي گذارند لطف کنند آدرس وبلاگشان را هم بنويسند که وقتي ما براي عرض ادب و بازديد مي خواهيم خدمتشان برسيم اين همه به درد سر نيفتيم .. تلاشي که گاهي به نتيجه هم نمي رسد.. سپاس ياران