لبگزه
 

 

 

شيعه ي تنوري - لبـــــگزه


 

اطلاع از به روز شدن

نام:

ايميل:

 
 

 

میهمانــان مـــن

 

«نجواي شبانه»
همفکري
آدمک ها
آقا شيــر
صدای سکوت
ايران اسلام
نگاه منتظر
پاک ديده
خلوت تنهايي
سراي انديشه
سيد محسن
اردشيـر
نرگسي
مفتــــي
احمــدک
شوق پرواز
حريــم دل
خانم نـاظـم
تقدير
ازتو تابي نهايت
شبنم سحرگاهي
رعنـــا
فرداهاي من
مونس
سـلالــه
نگاه خيس
ني نامـه
يه مسافر
تا صبح انتظار
ارميـــا
تالــوگ
لبگزه ي قبلي
مجاهد مجازي


 

 

زخمه بر دل.. ناله از جان


 

 

 

خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

 
 
+ شيعه ي تنوري

سه‏شنبه 18 تير 1387
 

 

بسيار پيش آمده است که در مجامع مختلف، وقتي صحبت از شيعه ي با آگاهي و معرفت و شيعه ي بدون آگاهي و شناخت داشته ام ماجراي زير را نقل کرده ام. تمام حرف اين است که اگر شيعه با همه ي ظرفيت به جايگاه امام و امامت معرفت نداشته باشد، هنگام امتحان و حضور، در جا مي زند و وقتي که اعتقادش به نظام امامت از روي علم و آگاهي باشد و به مرحله ي باورمندانه اي رسيده باشد، ديگر دنبال چون و چرا و ... نمي گردد و تمام خير را در اطاعت محض از امام مي داند هر چند که به نتايج آن وقوف نداشته باشد.
روايت زير را که ما نام حکايت شيعه ي تنوري بر آن مي گذاريم با ترجمه از  مناقب ابن شهر آشوب جلد4 صفحه ي 237 و بحارالانوار جلد 47 صفحه ي 123 حديث 172  و البته با اندکي تصرف در عبارت برايتان نقل مي کنم .
فردي به نام مأمون رقي که گويا خود در اين ماجرا حضور داشته است مي گويد:
يکي از شيعيان خراسان به نام سهل خراساني به حضور امام صادق رسيد و به اعتراض گفت: با اين که حق خلافت و رهبري از آن شماست، و با اين که ــ فقط در خراسان ــ صد هزار شيعه ي طرفدار و شمشير زن داريد، چرا نشسته ايد و قيام نمي کنيد؟
امام صادق(ع) از کنيزشان حنيفه خواستند تنور را روشن کند و سپس با سهل به ادامه ي گفتگو پرداختند.  پس از مدتي که تنور داغ و سوزان شد امام به وي فرمود: برو داخل تنور بنشين.
سهل خراساني عرض کرد: آقاي من! مرا به آتش عذاب مکن.. از من بگذر که خداي از تو بگذرد.
امام ديگر چيزي نگفتند تا اينکه در همين شرايط، هارون مکي که مومني وارسته و از ياران امام بود وارد شد. امام به او فرمود: کفش هايت را کناري بگذارد و وارد تنور آتش شو و در آن بنشين.
او بي درنگ داخل تنور داغ شد و در آن نشست. امام پس از مدتي که با آن خراساني صحبت مي فرمود و از اوضاع و احوال خراسان جوري سخن مي گفت که گويا از خود سهل هم بيشتر و بهتر بر مسايل خراسان واقف است، به وي فرمود: برخيز و داخل تنور را نگاه کن.
سهل برخاست، به تنور نگاه کرد و ديد که هارون مکي با آرامش تمام در ميان آتش نشسته است.
آن گاه امام فرمود: در خراسان چند نفر (شيعه)  مثل اين مرد داريد؟
سهل عرض کرد: سوگند به خدا، حتي يک نفر هم اين طوري نداريم.
فرمود: انا لا نخرج في زمان لا نجد فيه خمسه معاضدين لنا نحن اعلم بالوقت.
يعني: ما تا وقتي پنج نفر همراه ـ واقعي ـ نداشته باشيم قيام  نمي کنيم... ما به زمان انجام تکليف آگاه تريم.


 


به قول امروزي ها امروز نوشت: دوستاني که محبت مي کنند کامنت مي گذارند لطف کنند آدرس وبلاگشان را هم بنويسند که وقتي ما براي عرض ادب و بازديد مي خواهيم خدمتشان برسيم اين همه به درد سر نيفتيم .. تلاشي که گاهي به نتيجه هم نمي رسد.. سپاس ياران




خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

[27/5/1387- 3:12 ع] ماه ديشب.. ماه امروز
[24/5/1387- 11:40 ص] مسکن
[24/5/1387- 12:9 ص] قيمت هاي امروز
[21/5/1387- 10:0 ع] ايمان واقعي
[21/5/1387- 8:0 ع] احکام و موضوعات
[19/5/1387- 4:1 ع] گرفتاري
[16/5/1387- 9:56 ع] زهد
[14/5/1387- 9:21 ع] شعر
[10/5/1387- 12:31 ص] برده داري نو
[5/5/1387- 10:41 ص] اردوي مشهد
[2/5/1387- 11:56 ع] قيامت دنيا
[27/4/1387- 8:43 ع] پرواز
[20/4/1387- 10:45 ع] شب آرزوها
[18/4/1387- 12:24 ع] شيعه ي تنوري
[14/4/1387- 11:57 ع] شاهد معتبر
[همه عناوين(226)][آرشيو شده ها]