لبگزه
 

 

 

امان از دل حسين - لبـــــگزه


 

اطلاع از به روز شدن

نام:

ايميل:

 
 

 

میهمانــان مـــن

 

«نجواي شبانه»
همفکري
آدمک ها
آقا شيــر
صدای سکوت
ايران اسلام
نگاه منتظر
پاک ديده
خلوت تنهايي
سراي انديشه
سيد محسن
اردشيـر
نرگسي
مفتــــي
احمــدک
شوق پرواز
حريــم دل
خانم نـاظـم
تقدير
ازتو تابي نهايت
شبنم سحرگاهي
رعنـــا
فرداهاي من
مونس
سـلالــه
نگاه خيس
ني نامـه
يه مسافر
تا صبح انتظار
ارميـــا
تالــوگ
لبگزه ي قبلي
مجاهد مجازي


 

 

زخمه بر دل.. ناله از جان


 

 

 

خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

 
 
+ امان از دل حسين

جمعه 28 دي 1386
 

 

چند سال پيش وقتي پسرم سيد محمد مهدي که الان يازده ساله است، تنها دو سال داشت... بيمار شده بود .. از همين بيماري هاي فصلي بچه ها که آب بدنشان از بين مي رود...
در بيمارستان کودکان بهرامي، معالجه ي اوليه، سرم و ... انجام شد... دکتر گفت: تا صبح نبايد آب بخورد
تا معده اش دچار تلاطم نشود و....
آمديم خانه...  او را بين من و مادرش خوابانديم که بيشتر مراقبش باشيم.. اما چه شب سختي بود
اين بچه رو مي کرد به مادرش مي گفت: مامان آب ... مادرش دستي به سر و رويش مي کشيد و مي گفت: باشه پسرم... يه کمي صبر کن
وقتي از مادرش مايوس مي شد رويش را به من برمي گرداند و مي گفت: بابا آب ... من هم شروع مي کردم برايش آسمان ريسمان کردن که ذهنش را از آب منحرف کنم..
وسط آسمان ريسمان کردن من، دوباره رويش را به مادرش برمي گرداند و مي گفت: مامان آب..
دوباره روز از نو و روزي از نو... شايد اين صحنه ده بار تکرار شد...
و به هر حال انگار هر سه از شدت خستگي خوابمان برد... او خوابيد يا نه .. نمي دانم
اما با صدايي از آشپزخانه از خواب پريدم.. نگاه کردم ديدم مهدي کنارمان نيست .. سراسيمه به سمت آشپزخانه دويدم.. ديدم در تاريکي پاي سينک ظرفشويي ايستاده .. دستش را دراز مي کند ... اما دستش به شير آب نمي رسد.. ولي دست مي کشد به رطوبت روي سينک و سپس بر لب و دهانش مي گذارد... گفتم: بابا
يکه اي خورد و ترسان گفت: آب ... بابا آب ...
بميرم الهي ... بغلش کردم و با هم زديم زير گريه ... او گريه مي کرد و من گريه مي کردم..
او با گريه مي گفت: آب .. و من در حال گريه مي گفتم:  سلام بر لب تشنه ات مولايم... سلام بر تو و کودکان تشنه ات اي اباعبدالله.... چه کشيدند آن کودکان ؟ و چه کشيدي تو با ديدن حال آنان ؟ جانم به فدايت اي آقايم... 





خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

[27/5/1387- 3:12 ع] ماه ديشب.. ماه امروز
[24/5/1387- 11:40 ص] مسکن
[24/5/1387- 12:9 ص] قيمت هاي امروز
[21/5/1387- 10:0 ع] ايمان واقعي
[21/5/1387- 8:0 ع] احکام و موضوعات
[19/5/1387- 4:1 ع] گرفتاري
[16/5/1387- 9:56 ع] زهد
[14/5/1387- 9:21 ع] شعر
[10/5/1387- 12:31 ص] برده داري نو
[5/5/1387- 10:41 ص] اردوي مشهد
[2/5/1387- 11:56 ع] قيامت دنيا
[27/4/1387- 8:43 ع] پرواز
[20/4/1387- 10:45 ع] شب آرزوها
[18/4/1387- 12:24 ع] شيعه ي تنوري
[14/4/1387- 11:57 ع] شاهد معتبر
[همه عناوين(226)][آرشيو شده ها]