• وبلاگ : لبـــگزه
  • يادداشت : حجاب نسل جديد..
  • نظرات : 23 خصوصي ، 61 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     <      1   2   3   4   5      >
     

    سلام سيد بزرگوار

    ايام شهادت بي بي دو عالم حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها را تسليت مي گويم .

    از اينكه مدتي است توفيق يار نشد و موفق نشدم تا در اين سراي با صفا قدم نهم عذر ميخواهم .

    پست ارزشمندي بود . بي ريا و واقعي و اثر گذار . موفق باشيد

    موفق و سربلند و سعادتمند باشيد انشا الله .

    پاسخ

    سلام اخوي.. ممنونم از لطفتون.. منم متقابلا تسليت مي گم

    عجب...

    در ضمن خيلي خوبه که جواب کامنتا رو ميدين...آدم حس ميکنه خوندين!

    پاسخ

    يعني قبلا حس مي كردين كه نمي خونم..؟؟ البته كسي كه وبلاگش رو چندماه چندماه آپ نمي كنه شايد كامنت هاي دوستان رو نخونه اما ما هميشه مي خونيم.. دير و زود داره اما سوخت و سوز نداره..

    سلام استاد عزيز...خوبين؟

    ميگم شمام خوب بلديد پستايي بزنيد كه برا هم انديشي بحث ايجاد شه!

    دلمون که تنگ شد خدمت ميرسيم...

    چون خيلي تمايل به شنيدن مناظره ندارم!

    اللهم عجل لوليك الفرج...

    كار خودشه فقط....

    پاسخ

    سلام.. ممنونم.. قصد ايجاد بحث نيست البته.. اما خب مي شه ديگه..

    _ سلام.

    _ چطوري رفيق؟ خوشحال شدم كه اومدي، پنج متاهل معروف كه مهم نيست، بايد متاهل سالم و زنده ي معروف رو بنويسم، به اون دختر دانشجويي كه اومد پيشت و از خانواده ش ناليد بگو، عقايد هر كس توي زندگيش، به خودش مربوطه، نه به ديگران، بهشت رو به بها ميدن، نه به بهانه، شاد باشي.

    _ موفق و خوشبخت باش. اين يه دستوره.

    پاسخ

    سلام.. چشم بهش مي گم.. و چشم موفق و خوشبخت خواهم بود

    سلام

    خوبيد الحمدالله؟

    چه جالبه.خيلي وبلاگ عالي داريد مطالب.خاطراتي كه گاهي چهره ادم رو خندان و گاهي ابرو در هم گره خورده ميكنه.زيباست

    پاسخ

    سلام.. ممنونم از لطفتون.. و مگر آدمي جز به همين لبخندها و غصه ها مفهوم دارد؟ اينجا نيز زباني از دل است كه گاهي شادنامه و گاهي غمنامه مي نويسد
    + مهرداد نصرتي 

    سلام سيد بزرگوار

    لينك اون مطلبتون اينه:

    http://labgazeh.parsiblog.com/-661423.htm

    مطلب خدايي شدن:سه‏شنبه 26 شهريور 1387

    پاسخ

    سلام برادر.. ممنونم .. متوجه شدم

    سلام سيد عزيز

    مطلب ؛ عزت مفاهيم و معيارها كجاست؟

    پاسخ

    سلام امير حسين عزيز.. اون مطلبي است كه سيو شده براي روزي كه معلوم نيست كي هست؟ شما هم از گوگل ريدر خوب دست ما رو رو مي كنيدهاااا
    دل خورشيد محک داشت؟ نداشت!

    يا به او آيينه شک داشت؟ نداشت !

    آسماني که فلک مي بخشيد احتياجي به فدک داشت؟ نداشت !

    غير ديوار و در و آوارش شانه وحي کمک داشت ؟ نداشت !

    مردم شهر به هم مي گفتند ، در اين خانه ترک داشت؟ نداشت !

    شب شد و آيينه ماه شکست، دست اين مرد نمک داشت؟ نداشت !

    تو بپرس از دل پر خون و غمت، چهره ياس کتک داشت؟ نداشت! نداشت!
    پاسخ

    واي بر دستاني كه بر چهره ي نازنين ياس نشست.. و از همه مهمتر بر غيرت علي كه بايد سكوت مي كرد..

    سلام

    منتظر حضور سبز آقا سيد جان هستم

    پاسخ

    سلام.. خدمت مي رسيم

    به اين ميگن يه پست جنجالي...

    چه كردين حاج آقا...ماشالله...!

    حرف و حديثش گوش همه رو پر كرده...

    التماس دعا!

    ياعلي

    پاسخ

    اي بابا.. قابل نداره داداش

    سلام بر سيد بزرگوار.

    راستش فقط براي عذرخواهي از دير به دير به اين جا آمدن آمديم! بهانه ها كه همان بهانه هاي هميشگي و قديمي ست! اتفاق جديدي نيفتاده. به قول سيدعلي صالحي: حال همه ي ما خوب است؛ اما تو باور مكن!

    البته هر چند دير مي آييم اما خدايي همه ي مطالب را تا دفعه ي قبل مي خوانيم و لذت مي بريم و استفاده. خدايتان خير دهاد.

    ملتمس دعاييم شديد.

    پاسخ

    سلام.. ممنونم از لطف شما هردو بزرگوار
    + ارش چاكري 
    از حجاب و حجب با من بحث كن !
    آبرويي بهر دكان قرض كن !
    جملگي كامل شد و اين مانده بود ؟
    اين يكي را هم نديده فرض كن !

    چون به زير چادر اندر صد نقاب
    در وراي آن برامد آفتاب
    يا رب اين دكان و دستك را ببر
    آبروي مي فروشان شد سراب

    مخلص حاج آقا واحدي دلم گرفته بود گفتم بيام يه چند تا دو بيتي بنويسيم به عشق اين وبلاگ ولي خدايي همه چيزمون درست شده همين مونده فقط ؟ دموكراسي يعني حق انتخاب براي چگونه بودن براي احترام به نظر فرد فرد انسانها با همه سلايق نه شعار
    يا روسري يا توسري
    يا حق
    پاسخ

    براي اصلاح هرچيزي نمي شه منتظر اصلاح همه چي شد.. يعني بايد به موازات هم اصلاح کرد..

    فکر ميکنم از بين رفتن ارزش حجاب تقصير صدا و سيما و زرق و برقهاي جامعه نيست...وقتي پايه هاي دينمون خرابه....وقتي اصل گم ميشه و فرع ميشه اصل مجازي ذهن ها...اونوقت به نفسمون اجازه ي پيشوري و قدرتمند شدن داديم...

    و باز هم به گمانم اينها همش تقصير ماست...که نتونستيم اينقدر تسليم باشيم و اسلام آورده که ديگري رو به سمت او بکشونيم...

    نميدونم...من برچسب بد حجاب و خوب حجاب رو هيچ وقت نتونستم درک کنم... وقتي همه چيز نسبي است پس چطور خوب و بد رو ميشه تشخيص بديم؟ چطور ميتونيم تعيينش کنيم؟ مگه اين نيست که من ميتونم حجاب ظاهرم رو رعايت کنم و پشت اين حجاب که ازش براي خودم يه مامن امن دروغي ساختم پنهان بشم؟

    فکر ميکنم بايد بيشتر بهه خودمون بپردازيم...دلمون رو که کعبه ي خداست رو تميز کنيم...اونوقت اينقدر اين کعبه که توي وجود خيلي از ماها خاک گرفته روشن و قشنگ ميشه که تجليش رو توي ظاهرمون هم ميتونيم ببينيم...اونوقت اينقدر نورانيتش فراگير ميشه که هر کسي بهمون نگاه ميکنه عاشق ما که نه...عاشق اون کسي ميشه که اين دل رو خونه ي خودش قرار داده...!

    مثل زليخايي که عاشق خداي يوسف شد!

    پاسخ

    سلام ققنوس گرامي.. خيلي جالب بود و اولين باره که کامنتي به اين طولاني ازتون مي بينم.. اما تمام مباحثتون درست و قابل قبول بود..

    کاري به کارمون نداره؟ ما ها فقط يه سري کلمه رو پشت سر هم ميگيم و رفع تکليف ميکنيم و دلمون خوشه نماز ميخونيم...حالا يه حجابيم داريم...

    اما از کجا معلوم اين حجابي که داريم براي افرين افرين گفتن هاي ادماي ديگه نيست؟براي به به و چه چه کردن اطرافيان؟از کجا معلوم وقتي پاش بيفته از اين حجاب نگذريم؟ خودم رو ميگم...

    وقتي داشتم کارهام رو براي رفتن ميکردم براي دانشگاهي که ميدونستم حجاب رو توش منع کردن اون موقع تازه فهميدم حجابي که اين همه براش جنگيدم رو حاضرم بذارم کنار...اون وقت تازه فهميدم که حجاب براي من اون ارزشي رو که بايد نداره...فقط يه پوششه براي فرار از نگاه هاي مرداي شهرم...

    خيلي از ما ها اينطوري نيستيم؟

    چرا اينقدر که به درست کردن حجاب ظاهر فکر ميکنيم و بهش ميپردازيم نميايم

    اول درونمون رو درست کنيم؟

    چرا نميايم اول اين ستون ها رو درست کنيم؟ چرا نميايم بيشتر روي پايه ي اصلي زمان بذاريم؟ چرا وقتي درون درست شه ظاهر هم درست ميشه باز به ظاهر بچسبيم؟

    توي يکي از سخنراني هاي حاج اقا پناهينان صحبت ميکنن و ميگن اگه ميبيني کسي نماز نميخونه بهش خورده نگير....به خودت روجوع کن ببين چرا اون از نمازش فرار ميکنه؟

    فکر ميکنم چند نفر از ماها تونستيم يا نمازمون...با حجابمون...با رفتارمون...با افکارمون ديگران رو جذب اسلام و دينمون کنيم؟ غير از اين نيست که من برادرم رو...خواهرم رو...دوستم رو...نه تنها به دين نزديک نميکنم که فراريش هم ميدم؟

    سلام

    حاج اقا واحدي عزيز ايام شهادت مادر شيعيان حضرت زهرا س تسليت باد.

    راستش پستتون رو چندين و چند بار خوندم...

    و بهش فکر کردم دوباره و دوباره...

    ميدونيد؟ فکر ميکنم ما آدم ها همش نشستيم ميگيم ظاهر و باطن آدم بايد عينه هم باشه....ميگيم حجاب ظاهر و حجاب باطن...اما بيشتر زور ميزنيم تا حجاب ظاهر رو درست کنيم...

    ميدونيد؟ فکر ميکنم عينه همون خونه ي کثيف و در همي ميمونه که فقط ظاهرش تميزه...اما وقتي ميري توش...ميبيني هيچي سر جاش نيست...همش به اين فکر ميکنيم که ظاهر خونمون رو چيکار کنيم...اما وقتي ميريم توي پستوي اون خونه رو نگاه ميندازيم اينقدر کثيفه که حتي رغبت نميکنيم توش بمونيم!!!!

    فکر ميکنم خونه ي وجودي ما ستون نداره....ستوناش يا شکسته...يا کج و کوله و نيمه کاره است...حالا چطور ميخوايم روي اين خونه چادر بزنيم؟

    شنيدم ميگن اگه نمازت اون دنيا مورد قبول باشه باقي اعمالت هم قبوله...

    اما چه نمازي؟ نمازي که ما ميخونيم و مثل کلاغ به زمين نوک ميزنيم؟ نمازي که ما ميخونيم و باز هم دروغ ميگيم....غيبت ميکنيم...تهمت ميزنيم...قضاوت ميکنيم...

    اين نماز همون نمازي نيست که خيلي از ما ها ميخونيم؟

    مگه نه اينه که نماز معراج مومنه؟ پس چه جوريه که شيطون هم به ما ميخنده؟

     <      1   2   3   4   5      >