• وبلاگ : لبـــگزه
  • يادداشت : زنده باد تساوي !!
  • نظرات : 7 خصوصي ، 30 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + يک خواننده زن 

    سلام از گوگل به دنبال مطالب مربوط به زنان بودم به اينجا رسيدم خيلي جالب بود برام پست اول بعد پست بالايي که خانم همسرش را کشته اول فکر ميکردم داستان گونه باشه بعد عکس ديدم اما باز نتونستم نخندم واقغا زن ها به نظر من موجودات خطرناکي هستن:))

    اما من خيلي به زن بودن خودم افتخار ميکنم هيچوقت دوست نداشتم مرد باشم و از زنانگي رو بگردانم براي مردها هم خيلي ارزش و اعتبار قائل هستم و خيلي احترام براي حفط حرمت هاشون قائلم

    هيچوقت سعي هم نکردم حتي با الفاظ همسرم کوچک و يا خشمگين و ناراحت کنم

    هيچوقت با اينکه تحصيلات عاليه داشتم و از نظر قدرت فکر توانمند بودم نخواستم رل مرد ها رو بازي کنم در عوض چنان نقش تاثير گذاري در زندگي ايفا کردم که هر جا همسرم مينشيند ميگويد من بدون خانمم هيچم و اگر او نبود هيچوقت به اينجا نمي رسيدم هيچوقت نبايد عوامل پشت صحنه رو نا ديده گرفت اين معني زن بودن رو شايد بتونه کامل کنه

    پ ن :يک کارگردان قوي بر روي صحنه ايفاي نقش نميکنه

    با اجازتون من اين متن گذاشتم در بلاگم خيلي احساس نزديکي بهش داشتم و کاملا موافق بودم

    موفق باشيد:)