سفارش تبلیغ
صبا
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 174
بازدید دیروز: 201
بازدید کل: 891590
دسته بندی نوشته ها شعر گونه ‏هایم
بـی‏ خیال بابـا
دیار عاشقی ها
دل نوشتـــه ‏ها
شعــرهای دیگران
خاطـــرات
پاسخ به سوالات
فرهنگی‏ اجتماعی
اعتقـادی‏ مذهبی
سیاست و مدیریت
قــرآن و زنـدگــی
انتقــــادی
مناسبت ها
حکایــــات
زنانـه هـــا
دشمن شناسی
رمان آقای سلیمان!
همراه با کتاب
بازتاب سفرهای نهادی


اطلاع از بروز شدن

 



گزارش های خبری
گفت‌وگو با خبرگزاری فارس
بخش خبری شبکه یک
روایتی متفاوت از حضور خدا
باز هم خبرگزاری فارس
خدای مریم! کمکم کن
ارتش مهد ادب است
سوم شعبان. جهرم
خبرگزاری کتاب ایران
سوال جالب دختر دانشجو
رضا امیر خانی و آقای سلیمان
فعالیت قرآنی ارتش
خبرگزاری ایکنا
چاپ چهارم آقای سلیمان
برگزیدگان قلم زرین
گزارش: جهاد دانشگاهی
گزارش: سانجه مشهد و دادپی
مصاحبه: خبرگزاری ایسنا
مصاحبه: سبک زندگی دینی
گزارش: همایش جهاد دانشگاهی
مصاحبه: وظیفه طلاب
پیشنهاد یک بلاگر
شور حسینی ـ شهرزاد


زخمه بر دل.. ناله از جان



بالاخره آمد...

یکشنبه 91 بهمن 1

امروز خبرگزاری مهر نوشت: چشمی که ادبیات ما را به خود مشغول کرد!

نخستین رمان سید محمدرضا واحدی،  شاعر و نویسنده معاصر با عنوان «آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» از سوی نشر تارونه منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، این رمان که نخستین اثر داستانی واحدی به شمار می‌رود، ماجرای پسر و دختری است که به شدت به هم وابسته می‌شوند، اما به دلیل وجود ضلع سومی در این عشق، دچار افت و خیزهای عجیبی می‌شوند. در طول این داستان و با وجود اینکه هر سه ضلع این مثلث همدیگر را دوست دارند، اما وجود ضلع سوم که به نوعی پیدا و پنهان با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند، قهرمانان داستان را چنان دچار فراز و نشیب می‌کند که گاهی به شدت به هم نزدیک می‌شوند و گاهی به شدت از هم دور و گاهی هم از آن ضلع سوم فاصله می‌گیرند و گاهی در کنارش آرامش می‌یابند.

واحدی پیش از این درباره این رمان به خبرنگار مهر گفته بود: در این رمان ضمن استفاده از تکنیک‌ها و ایجاد گره‌های منطقی و به هم ریختن قطعات پازلی که لذت چینشش را برای مخاطب گذاشته‌ام، از مفهوم‌ستیزی و یا معناگریزی پرهیز و تلاش کرده‌ام که در این فضا نه تنها خواننده را در هزار توی داستان گرفتار نکنم، بلکه علاوه بر لذت کشف و شهود پیچیدگی‌های فرمی داستان، لذت درکی بهتر را در هزار توی زندگی امروز برایش فراهم کنم.

.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: داخل آسانسور، کیفش را زمین گذاشته بود و داشت چشمش را که حسابی قرمز شده بود، در آیینه نگاه می‌کرد. موقع آمدن انگار با باد پاییزی، چیزی داخل چشمش رفته بود و هر آنچه آن را می‌مالید فایده نداشت. با یک انگشت، پلک زیری را به طرف پایین کشید و با انگشت دیگرش، پلک بالایی را به طرف گوشه‌های قرمز و مویرگ‌های خونی چشمش را که دید، با خودش گفت: چشمی که همه ادبیات ما را به خودش مشغول کرده ‌است، چه‌ها که ندارد.

دانشجوی سال آخر کارشناسی زبان و ادبیات فارسی بود. پنج ترم را در تبریز گذرانده بود و حالا دو ترم می‌شد که با کلی خواهش و التماس توانسته بود، به خاطر مسافرت‌های طولانی پدر و تنهایی مادر، در دانشگاه آزاد تهران مرکزی مهمان شود. البته با مهمانی ترم آخرش موافقت نشده بود و به ناچار باید پس از این ترم به تبریز برمی‌گشت...

«آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» را نشر تارونه در 248 صفحه و قیمت 9 هزار تومان منتشر کرده است.

از واحدی در حوزه‌های مختلف ادبی کتاب‌هایی چون لب گزه، حاملان نور، بانوی ناشناخته، عاشقانه‌ها، عارفانه‌ها، روش‌شناسی صهیونیزم، سیره سیاسی امام علی (ع) و دو مجموعه شعر به نام‌های چقدر فاصله و ادامه دلواپسی منتشر شده است که مجموعه ادامه دلواپسی از میان آنها به عنوان اثر برگزیده هشتمین جشنواره قلم زرین شناخته شد