سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 39
بازدید دیروز: 201
بازدید کل: 911680
دسته بندی نوشته ها شعر گونه ‏هایم
بـی‏ خیال بابـا
دیار عاشقی ها
دل نوشتـــه ‏ها
شعــرهای دیگران
خاطـــرات
پاسخ به سوالات
فرهنگی‏ اجتماعی
اعتقـادی‏ مذهبی
سیاست و مدیریت
قــرآن و زنـدگــی
انتقــــادی
مناسبت ها
حکایــــات
زنانـه هـــا
دشمن شناسی
رمان آقای سلیمان!
همراه با کتاب
بازتاب سفرهای نهادی


اطلاع از بروز شدن

 



گزارش های خبری
گفت‌وگو با خبرگزاری فارس
بخش خبری شبکه یک
روایتی متفاوت از حضور خدا
باز هم خبرگزاری فارس
خدای مریم! کمکم کن
ارتش مهد ادب است
سوم شعبان. جهرم
خبرگزاری کتاب ایران
سوال جالب دختر دانشجو
رضا امیر خانی و آقای سلیمان
فعالیت قرآنی ارتش
خبرگزاری ایکنا
چاپ چهارم آقای سلیمان
برگزیدگان قلم زرین
گزارش: جهاد دانشگاهی
گزارش: سانجه مشهد و دادپی
مصاحبه: خبرگزاری ایسنا
مصاحبه: سبک زندگی دینی
گزارش: همایش جهاد دانشگاهی
مصاحبه: وظیفه طلاب
پیشنهاد یک بلاگر
شور حسینی ـ شهرزاد


زخمه بر دل.. ناله از جان



توکل

پنج شنبه 87 مهر 18

از دیدگاه خداپرستان و موحدان، در این که تمام هستی به اراده ی خداوند یکتا می گردد، هیچ تردیدی نیست. از این رو یک انسان مومن نباید در زندگی خود، دل به غیر خداوند ببندد و بدان امید داشته باشد.. این همان معنای توکل است که به عنوان یک اصل، در نگاه و زندگی مسلمانان پذیرفته شده است.  اگر خداباوران برای انجام امور زندگی خود، به افراد یا اشیای دیگری هم متوسل می شوند، می دانند که این ها وسیله ها و ابزاری هستند که خداوند برای رفع نیازهایشان در اختیارشان گذارده است و  قدرت های ما فوق بشری و امکانات شگرف مادی، هرگز نمی توانند بدون اراده و خواست خداوند کریم، حتی ارزنی را جا به جا کنند...
 البته توکل به این معنی نیست که "تنبل نرو به سایه سایه خودش می آیه" بلکه باید تمام وسایل را به کار گرفت و تلاش لازم را به خرج داد؛ اما برای رسیدن به نتیجه، تنها به او چشم داشت که اگر امری بر خلاف مشیت او باشد هرگز اتفاق نمی افتد؛ حتی اگر همه ی دنیا برای تحقق آن  تلاش کنند.
این که گفته شد از صریح بسیاری از آیات قرآنی و روایات دینی استفاده می شود و جای هیچگونه حرف و حدیثی هم باقی نمی گذارد. یوسف که پیامبر خداست در ایامی که به خاطر اتهام ناروا در زندان بود، دو نفر از زندانیان نزدش آمدند وخواب هایی نقل کردند وتعبیر آن را خواستند.  یکی از آنان خواب دیده بود که پرندگان از آسمان فرو می آیند و از غذایی که او برسر دارد می خورند. دیگری خواب دیده بود که  انگور را می فشارد و از آن شراب تهیه می کند.
حضرت یوسف به اولی فرمود: «تعبیر خواب تو این است که چند روز دیگر اعدام می شوی» و به دیگری فرمود :  تو به زودی از زندان نجات می یابی و به دربار عزیز مصر راه پیدا می کنی و حتی بادیه گردان پادشاه می شوی. اما حالا که می روی و به شاه نزدیک می شوی، نزد او، یادی هم از ما بکن که به ناحق در زندان هستیم.
جبرئیل بر یوسف نازل شد و گفت: ای یوسف! چه کسی تو را بهترین مردم قرار داد؟
یوسف: پروردگارم
جبرئیل: چه کسی تو را نزد پدرت، عزیز تر از برادرانت قرار داد؟
یوسف: پروردگارم 
جبرئل: چه کسی کاروان را سراغ تو فرستاد تا از چاه نجات یابی؟
یوسف: پروردگارم
جبرئیل: چه کسی مکر زنان دربار را از تو برطرف کرد؟
یوسف: پروردگارم
جبرئیل: همان پروردگارت  می گوید: چه چیزی باعث شد که حاجت خود را به جای اینکه به من بگویی از مخلوق من بخواهی؟ حالا که چنین است چند سالی در زندان بمان.

قرآن می گوید: فلبث فی السجن بضع سنین. یعنی چند سال در زندان باقی ماند. روایات دینی و مفسران می گویند این چند سال، هفت سال طول کشید. 
                                                                           به نقل از تفسیر مجمع البیان ج ه ص 235