• وبلاگ : لبـــگزه
  • يادداشت : مهره ي پياده
  • نظرات : 0 خصوصي ، 83 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2   3   4   5    >>    >
     

    سلام سيد. روزهاي شهادت مادرت تسليت. ميخواستم زودتر از اينها خدمتتون برسم . اما نشد . پيروز باشيد.

    آهنگ وبتان عاليست. و همراه خوبي بود.

    عاشقان زمره ارباب امانت باشند ... لاجرم چشم گهر بار همانست كه بود

    حافظا باز نما قصه خونابه چشم ... كه درين چشمه همان آب روان ست كه بود.

    سلام سيد جان ...

    كاش به بازي گرفته نشويم . كاش بازي آنان را نخوريم .

    ...............

    .........................

    ..................................

    يا ابن الحسن چه ايامي بهتر از اين ايام كه صاحب عزائيد ودلتان پر از سوز و آه مادرتان . مولاي خوبم مرا چه به تمناي زيارت و رؤيت روي ماهتان كه اين جسارت بزرگي است بر ساحت پاك شما . . .

    ..............

    .....................

    ............................

    دولت عاشقي به روز شد . منتظر قدومتان ...

    سلام! مدلسازي جالبي بود، صفحه ي شطرنجي عقل !
    آره، براي عاقلان مهره‏اي هستي در صفحه‏ي شطرنج عقل‏شان اما براي عاشقان... همه چيزي...
    سلام. ببخشيد كه دير آمديم! اما از حضور چندباره و تبريكتان ممنون و سپاسگزاريم. ايام عزاداري مادر رو خدمتتون تسليت عرض ميكنم و اميدوارم كه اين دو جوانك رو خيلي دعا كنيد! التماس دعا.
    سلام دوست من
    با تسليت ايام فاطميه
    حرفهاي خودماني به روز شد همراه با فايل صوتي ماجراي صحيفه ملعونه با صداي خودم
    تشريف بياوريد هم بخوانيد هم بشنويد.

    بسم رب المهدي ارواحنا الفداه
    سلام بر مهدي فاطمه سلام بر منتظر حضرتش

    در صفحه ي شطرنج عقل آنان ... بيرون از آن چه؟

    التماس دعاي فرج
    به اميد ظهور

    مرا درياب!

    سلام استاد ......

    خوبيد انشالله ؟

    مشتاق ديدار !!

    ممنون كه هميشه شرمنده ام ميكنيد

    من با آناهيل موافقم ؛‏چون شما مي پسنديد

    هميشه دعاگوتون هستم

    به اميد ديدار

    در پناه خدا هميشخ سربلند باشيد

    التماس دعا

    يا حق

    سلام

    يه حال وهواي خاص تو شعرت مستترهست.

    نمي دونم

    شايد من اين طوري احساس كردم

    اختيار داريد برادر

    ظاهرا آخرين بار ما مهمان بوديم خانه شما به شربت وشيريني مجازي !

    سلام خوبين؟

    عجب وب جالبي دارين و عجب دوستاي جالبتري

    مطلبتون قشنگه ولي راستشو بخواين چيزي زيادي متوجه نشدم

    موفق باشي

    سلام بر آقا سيد عزيييييييييييييييييييييييز!

    ولي عجب شعر نويي بودا!

    سلام آقاي واحدي.

    من عجله دارم. فقط اومدم كه نگين آپ كردي و نگفتي!

    مهره ي پياده چيه؟؟!...

    منم نشناختمش؟

    سلام به برادر خوبم آقا سيد بزرگوار

    من واقعا نمي دونم بعضي وقتها چي ميشه كه پست جديد شما رو نمي بينم ... بعد از كامنت روز چهارشنبه ي شما براي يه توضيح كوچولو و كسب اجازه اومدم خدمتتون، ولي باور كنين اصلا اين پست نبودش

    راستش نمي دونم چي بگم آقا سيد ... از شطرنج گفتين ... اين روزها شرايطم اينطوري بود ... مي خواستم با سه حركت مات كنم و اين بازي رو جمع كنم ... خودم حس مي كنم اينطوري شده ... ولي شايد ديگران اينو نبينن و فكر كنن هنوز بازي ادامه داره ... غافل از اينكه من ديگه نمي خوام توي اين بازي باشم ... يا حداقل به اين شيوه ... نميشه بازي نكرد و توي ميدون نبود ... بايد تكنيك ها رو تغيير داد ... اصول گسترش رو به يه شكل ديگه استفاده كرد ... يه پياده اگه بخواد مي تونه اونقدر بره جلو كه شاه رو هم از بازي حذف كنه ...

    هميشه به آرامش وبلاگتون غبطه مي خورم ...

    خدا نگهدارتون باشه ...

       1   2   3   4   5    >>    >