لبگزه
 

 

 

دعای ابوحمزه ثمالی - لبـــــگزه


 

اطلاع از به روز شدن

نام:

ايميل:

 
 

 

میهمانــان مـــن

 

«نجواي شبانه»
همفکري
آدمک ها
آقا شيــر
صدای سکوت
ايران اسلام
نگاه منتظر
پاک ديده
خلوت تنهايي
سراي انديشه
سيد محسن
اردشيـر
نرگسي
مفتــــي
احمــدک
شوق پرواز
حريــم دل
خانم نـاظـم
تقدير
ازتو تابي نهايت
شبنم سحرگاهي
رعنـــا
فرداهاي من
مونس
سـلالــه
نگاه خيس
ني نامـه
يه مسافر
تا صبح انتظار
ارميـــا
تالــوگ
لبگزه ي قبلي
مجاهد مجازي


 

 

زخمه بر دل.. ناله از جان


 

 

 

خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت آخر)

يکشنبه 15 مهر 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت دوازدهم و پاياني


خدايا!
و به تو پناه مي برم
از نفس پر اشتها
از شکم سيري ناپذير
از قلب بدون خشوع
از دعاي قبول نشدني
از عمل بي فايده


خودم
دينم
دارايي ام
و همه ي آنچه روزيم کرده اي را
از دست شيطان رانده شده
به تو مي سپارم
که تو شنوا ي دانايي.


خدايا!
بي شک، کسي نمي تواند از عذابت نجاتم دهد
و پناهگاهي جز تو ندارم
پس مرا هيچ گونه عذاب مده
و در مهلکه رهايم مکن
و به عذاب دردناکت مبتلايم نساز


خدايا!
عملم را بپذير
يادم را بزرگ دار
منزلتم را بالا ببر
گناهانم را بريز
خطاهايم را به رخم نکش
رضايت و بهشتت را
پاداش نشستن، گفتن و نيايشم قرار ده


پروردگار من!
همه ي آنچه را از تو خواسته ام عطايم کن
و با فضلت بر من افزون بخش
که من روي به تو آورده ام اي پروردگار عالميان!


خدايا!
تو در کتابت فرمان داده اي از کساني که به ما ستم کرده اند بگذريم
ما به خودمان ظلم کرده ايم؛ پس ما را ببخش و از ما درگذر
که تو به بخشش سزاوارتر از مايي
تو فرمان داده اي که سائل را از در خانه رد نکنيم
اينک من سائلي هستم بر در خانه ات؛ پس مرا جز با رواکردن حاجتم برنگردان
تو فرمان داده اي که به بندگان خود نيکي کنيم
ما بندگان تو هستيم؛ پس ما را از جهنم نجات بده


اي پناهگاه من در گرفتاري ها!
اي فرياد رس من در سختي ها!
به تو پناه آورده ام و از تو ياري مي خواهم
و به تو متوسل شده ام نه به ديگران
و فرجي جز از تو نمي خواهم
پس به دادم برس و گره از کارم بگشا
اي آنکه بند از اسير مي گشايد!
و از گناهان فراوان مي گذرد!
کم مرا بپذير و از گناهان بسيارم بگذر
که تو آمرزنده اي مهرباني.


خدايا!
از تو ايماني مي طلبم که همدم قلبم باشد
و يقيني صادق که بدانم جز آنچه تو مقدرم کرده اي به من نمي رسد
مرا به همان مقدار از معيشت راضي کن که تو قسمتم کرده اي
اي مهربان ترين مهربانان!


براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت 11)

جمعه 13 مهر 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت يازدهم



خدايا! از همه ي گناهان پاکم کن
و با عفوت از دوزخ دورم بدار
و به رحمتت وارد بهشتم ساز
و به فضلت حور العين را همدمم کن
و مرا به اولياي صالحت؛ محمد
و خاندان پاک، نيکو رفتار، نيک سرشت و انتخاب شده اش
که درود و رحمت و برکات تو بر بدن، و روح آنان باد
ملحق کن


مولاي من!
به عزت و جلالت سوگند
اگر به گناهانم بازخواستم کني، به عفوت از تو بخشش مي خواهم
و اگر به پستي ام محاکمه ام کني، بزرگواريت را مي طلبم
و اگر مرا به دوزخ بيندازي، دوزخيان را از محبتم نسبت به تو آگاه مي سازم


خداي من!
اگر تو جز اوليا و فرمانبرانت را نمي بخشي، پس گناهکاران به که پناه آورند؟
و اگر جز وفادارانت را گرامي نمي­داري، پس جفاکاران به که رو کنند؟


خدايا!
اگر مرا به دوزخ افکني، دشمنت خوشحال مي شود
و اگر به بهشتم وارد کني، رسولت خوشحال خواهد شد
و به خودت سوگند؛ يقين دارم
که تو خوشحالي پيامبرت را
بيش از خوشحالي دشمنت دوست داري.


خدايا!
از تو مي خواهم که دلم را
از عشقت، بيمت، باور به کتابت، هراس از تو و ايمان و اشتياق به تو
لبريز کني


اي صاحب جلال و کرامت!
مرا دوستدار ديدارت کن و تو نيز دوستدار ديدارم باش
و آسايش، گشايش و کرامت مرا در اين ديدار قرار بده


خدايا!
مرا به صالحان گذشته ملحق کن
و در شمار صالحان بازمانده قرار بده
و در راه صالحانم بدار
و در مقابل نفسم، چنان ياري ام کن که صالحان را ياري کرده اي
و عاقبت اعمالم را به بهترين شکل رقم بزن
و با رحمت خود، بهشت را پاداشم قرار بده
و در پايداري بر خوبي هايي که عطايم کرده اي کمکم باش
و گامهايم را ثابت بدار
و به بدي هايي که خودت از آنها نجاتم داده اي باز مگردان
اي پروردگار عالميان!


خدايا!
به من ايماني ببخش که تا ملاقاتت تمامي نداشته باشد
تا زنده ام بر آن ايمان پايدار بدار
هم بر آن ايمان بميران و هم بر آن محشورم کن
قلبم را از رياکاري، ترديد و خودنمايي در دينت دور بدار
تا اعمالم براي تو خالص باشد


 خدايا!
بصيرت در دينت، درک حکمت، فهم علمت
نيکي­هايت در دنيا و آخرت
و تقوايي که از گناهانم بازدارد
عطايم کن


رويم را به نورت روشن ساز
و مرا به خودت مشتاق کن
و مرگم را در راه خودت و بر آيين رسولت که درود خدا بر او و خاندانش باد
قرار ده


خدايا!
از تنبلي، بيهودگي، غصه، ترس، بخل، غفلت، سنگدلي، بيچارگي، فقر، بدبختي، و هرگونه بلا
و هر گونه گناه آشکار يا پنهان...
به تو پناه مي برم


براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت 10)

سه‏شنبه 10 مهر 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت دهم


خدايا!
تو چناني که هيچ سائلي خسته ات نمي کند
و هيچ بخششي از دارايي ات نمي کاهد
تو همانطوري که خودت را معرفي کرده اي و بالاتر از حد تصور ما...


خدايا!
از تو صبري نيکو
و گشايشي زود هنگام
و گفتاري صادق
و پاداشي بزرگ
در خواست مي کنم


پروردگار من!
از تو مي خواهم
تمام خير را
هر چه را مي شناسم
يا نمي شناسم


خدايا!
من از بهترين چيزهايي
که بندگان نيکو کارت از تو خواسته اند
مي خواهم
اي بهترين کسي که نيايش مي شود!
و اي سخاوتمند ترين کسي که هديه مي دهد!
خواسته هاي من را
در مورد خودم
خانواده ام
پدر و مادرم
فرزندانم
خويشانم
و برادران ديني ام
اجابت کن


زندگي ام را گوارا ساز
پايمردي را در من بروز ده
و همه ي امورم را اصلاح کن


مرا از جمله ي کساني قرار بده
که عمرش را طولاني
و عملش را نيکو
و نعمت هايت را بر او تمام کرده اي
و از او راضي شده اي
و حياتي نيکو با شادي هميشگي
و کرامتي فراوان
و عيشي کامل
به او عنايت کرده اي
که تو هرچه خود بخواهي مي کني
نه آنچه ديگران بخواهند


خدايا!
مرا به طور ويژه به ياد داشته باش
و اعمال شبانه روزي ام
را که بايد با آنها به تو نزديک شوم
از روي رياکاري، خودنمايي و برتري جويي قرار نده
و مرا خاشع خويش بگردان


خدايا!
وسعت در روزي
و امنيت در وطن
را نصيبم کن


خانواده و دارايي ام
را موجب روشني چشمم
قرار ده

در نعمت هايت پايدارم ساز
صحت و توان جسمي
و سلامتي در دين
را نصيبم کن


هميشه و تا وقتي زنده ام مي داري
مرا در راه اطاعت خود
و اطاعت پيامبرت محمد
که درود خدا بر او و خاندانش باد
به کار گير


خداوندا!
مرا در هر خيري که تا کنون نازل کرده اي
و هر خيري که در اين ماه رمضان و شب قدر نازل مي کني
و هر خيري که همه ساله مي فرستي
و رحمتي که بر همه منتشر مي کني
و عافيتي که بر اندام ها مي پوشاني
و بلاهايي که از مردم دفع مي کني
و حسنه هايي که مي پذيري
و بدي هايي که از آنها مي گذري
از پربهره ترين بندگان خود قرار ده


امسال و هر سال
حج بيت خودت را قسمتم کن
و از فضل وسيع خود
روزي گسترده و حلال بر من ارزاني دار


مولاي من!
زشتي ها را از من دور ساز
بدهي ها و مظلمه هايم را ادا کن
تا نگران آنها نباشم


چشم و گوش مخالفان، دشمنان
حسودان و متجاوزان را
بر روي من ببند
و مرا بر آنان نصرت ده


چشمم را روشن بدار
و دلم را شاد گردان
و براي غم ها و غصه هايم
گشايش و راه حلي قرار ده
و از ميان تمام بندگانت
هر کس که بد من را مي خواهد
در برابر من ذليل و خوار کن
مرا از شر شيطان
و شر سلطان
و شر بدرفتاري هاي خودم
کفايت کن


براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت 9)

جمعه 6 مهر 1386
 

 


ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت نهم


خداي من!
اگر مرگم فرا رسيده و اعمالم من را به تو نزديک نکرده است
اعتراف به گناه را وسيله ي ارتباط با تو قرار مي دهم


خدايا!
اگر ببخشي، چه کسي در بخشش، شايسته تر از توست؟
و اگر عذاب کني، چه کسي در حکم، عادل تر از توست؟


در اين دنيا به غريبي ام رحم کن
و هنگام مرگ، به بيچارگي ام
و در قبر، به تنهايي ام
و در لحد، به وحشتم
و در محشر و هنگام حسابرسي، به خواري ام


رفتارم که از چشم مردم پنهان است را بر من ببخش
و همچنان عيب هايم را بپوشان


و رحمتت را شامل حالم کن
هنگامي که بر بستر مرگ افتاده ام
و نزديکانم مرا تر و خشک مي کنند


و فضلت را بر من سرازير کن
در آن هنگام که بر روي تخت مغتسل خوابيده ام
و اطرافيانم مرا براي غسل زير و رو مي کنند


و محبتت را نصيبم کن
در آن هنگام که خويشانم زير جنازه ام را گرفته اند


و جودت را به من ببخش
در آن هنگام که در حفره ي قبر، غريب و تنها بر تو وارد مي شوم


و در اين خانه ي نو بر غربتم رحم کن
تا به کسي غير از تو انس نداشته باشم


مولاي من!
اگر مرا به خودم واگذار کني هلاک مي شوم
اگر تو از گناهانم نگذري، به چه کسي پناه ببرم؟
اگر در قبر از لطفت محروم شوم، به چه کسي روي کنم؟
اگر تو اندوهم را از بين نبري، به چه کسي پناه ببرم؟


مولاي من!
چه کسي جز تو دارم؟
اگر تو بر من ترحم نکني، چه کسي به من رحم مي کند؟
اگر در روز فقرم از فضل تو محروم شوم، اميد به فضل چه کسي داشته باشم؟
و اگر مهلتم تمام شود، از دست گناهانم به کجا فرار کنم؟


مولاي من!
مرا عذاب نکن
من به تو اميد دارم .. اميدم را محقق کن
و ترسم را برطرف ساز
زيادي گناهانم را جز بخشش تو اميدي نيست


مولاي من!
من از تو چيزي مي خواهم که شايستگي اش را ندارم
و تو اهل تقوي و اهل مغفرت هستي
مرا ببخش
و با نگاه لطف خود لباسي بر اندامم کن، که زشتي هايم را بپوشاند
و آنها را طوري ببخش که مورد مواخذه قرار نگيرم
که تو صاحب منتي ديرينه هستي
و گذشتي عظيم
و چشم پوشي کريمانه..


خدايا!
تو آن کس هستي
که احسانت
حتي بر کسي که تو را نمي خواند
و حتي بر کسي که خدايي تو را انکار مي کند
شامل مي شود.
چطور شامل کسي نشود که تو را مي خواند
و يقين دارد که خلق از آن تو
و امرشان تنها در دست توست؟
تو بزرگي
تو برتري
اي خداوند عالميان!


مولاي من!
اين بنده ي توست
که از بيچارگي بر در خانه ات ايستاده
و با زاري در خانه ات را مي کويد
پس روي مهربانت را از او برنگردان
و آنچه را مي گويد بپذير و قبول کن


من تو را به اين دعا مي خوانم
و اميد دارم که خواسته ام را رد نکني
که به رأفت و رحمتت آگاهي کامل دارم


براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت 8)

سه‏شنبه 3 مهر 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت هشتم


سپاس که دلم را از شرک پاک کردي
سپاس که زبانم را به سپاست گشودي
مگر مي شود با اين زبان الکن تو را شکر گويم؟
يا با تمام تلاش در عمل، تو را راضي کنم؟
براي شکر تو، زبان من چه ارزشي دارد؟
و در برابر نعمت ها و لطف تو، عمل من چه جايگاهي؟


خدايا!
جود تو اميدم را زياد کرده
و شکرگزاري تو عمل ناقصم را پذيرفته است


مولاي من!
اشتياقم همه به سوي توست
و ترسم همه از تو
و اميدم همه به تو
رغبتم مرا به سمت تو مي کشد
همتم معتکف درگاه توست؛ يگانه ي من!
نگاهم به دستان تو
و چشم بيم و اميدم تنها به سوي توست
دلم به تو انس گرفته است
دستانم را به سوي تو گشوده ام
و به ريسمان طاعتت، هراسان آويخته ام


مولاي من!
قلبم به ياد تو زنده است
و با مناجات توست که درد ترسم آرام مي گيرد
پس اي مولاي من!
و اي اميد من!
و اي نهايت آرزوهايم!
ميان من و گناهانم که مانع اطاعت توست، فاصله بينداز
تنها براي اين از تو حاجت مي خواهم
که اميدم به تو ديرينه
و طمعم به فضلت بسيار است.
و اين، از رأفت و رحمتي است که تو بر خود واجب کرده اي.


امر تنها در دست توست
که يگانه اي و بي شريک...
و آفريده ها همه خانوار تو هستند و در دستان قدرتت
همه چيز رام توست
تو بزرگي اي پروردگار عالميان!


خدايا!
روزي که پيش تو بهانه اي ندارم
و زبان پاسخم لال است
و در برابر سؤالت، هوشم پريشان مي شود
به من رحم کن و دستم را بگير


اي آرزوي بزرگم!
در اوج درماندگي نا اميدم نکن
و به خاطر ندانم کاري هايم از درگاهت نران
و لطفت را از من به خاطر کم صبري ام دريغ ندار
عطايم کن که فقيرم
رحمم کن که ضعيفم


مولاي من!
تنها تکيه گاه من تويي
و اعتماد من به توست
به تو دل بسته ام
و بر تو توکل مي کنم
تنها به رحمتت دل مي بندم
و در آستان تو شانه ام از بار سبک مي شود
و به جودت از تو مي خواهم
و به کرمت دعايم را آغاز مي کنم
و درماندگي ام را نزد تو مي آورم
و نيازم را با بي نيازيت جبران مي کنم
و زير سايه ي بخششت مي ايستم
و به جود و کرمت نگاه مي کنم
و به نيکي هاي تو چشم مي دوزم
پس مرا به آتش نسوزان که تو همه ي اميد مني
و جهنم را خانه ام نکن که تو نور چشمم هستي


مولاي من!
حسن ظن من به احسان و نيکي ات را دروغ مدار
که تو تکيه گاه مني
و از پاداشت محرومم نکن
که به نيازم آگاهي



براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت 7)

يکشنبه 1 مهر 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت هفتم


خدايا!
با اسلام به تو متوسل مي شوم
و به حرمت قرآن بر تو تکيه مي کنم
و با عشق به پيامبر امي قريشي هاشمي عربي تهامي مکي مدني
جوار قرب تو را آرزو دارم
به ايمان خو گرفته ام؛ آن را به وحشت بدل نکن
و پاداش مرا پاداش کساني که غير از تو مي پرستند
و تنها به زبان ايمان آوردند تا جان خود را حفظ کنند
و در همين دنيا به خواسته هاشان رسيدند
قرار نده
که ما، هم با زبان و هم با دل به تو ايمان آورديم
تا از ما درگذري
پس ما را نيز به خواسته هايمان برسان
و اميدت را در دلمان ثابت گردان
و حالا که ما را هدايت کرده اي
ديگر قلبمان را در تاريکي و گمراهي قرار نده
و رحمتت را نصيبمان  کن
که تو بسيار بخشنده اي.


به عزتت سوگند..
اگر هم من را براني 
درگاهت را رها نمي کنم
و دست از سپاست بر نخواهم داشت
چرا که دلم
کرم و رحمت تو را خوب مي شناسد... 
مگر عبد، کجا مي رود جز به سوي اربابش؟
و مخلوق، به کجا پناه مي برد جز به آفريدگارش؟


خدايا!
اگر من را به زنجير بکشي
و لطفت را ميان مردم، تنها از من بازداري
و چشم بندگانت را به زشتي هاي من بگشايي
و به آتشم بيندازي
و بين من و نيکان جدايي بيفکني
باز هم اميدم را از تو نمي برم
و آرزوي عفوت را رها نمي کنم
و محبتت را از دلم نمي رانم
نعمت هاي تو
و پرده پوشي هايت در اين دنيا را
فراموش نخواهم کرد


مولاي من!
محبت دنيا را از دلم بيرون کن
و  من را همنشين مصطفي
محمد، خاتم پيامبران
و خاندانش که بهترين خلق تو هستند
قرار بده


مرا به مقام توبه برسان
و با گريه بر خويش ياري ام کن
که عمرم را با آرزوهاي دراز 
و امروز و فردا کردن
سپري کرده ام
و اينک از خويش نا اميدم
چه کسي بدبخت تر از من خواهد بود
اگر در اين شرايط، به خانه ي قبر درآيم؟
قبري که براي خوابيدنم، فراهمش نساخته ام
و با عمل صالح براي آسودنم، فرشش نکرده ام


چرا گريه نکنم؟
که نمي دانم سرنوشتم چه خواهد بود
و مي بينم
هواي نفسم را که چگونه فر۴0;بم م۴0; دهد
و روزگار را که چطور با من باز۴0; م۴0; کند
و بال ها۴0; مرگ را که بر سرم سا۴0;ه انداخته است


چرا گر۴0;ه نکنم؟
گر۴0;ه م۴0; کنم بر خروج جان از بدنم    
گر۴0;ه م۴0; کنم بر تار۴0;ک۴0; خانه ۴0; قبرم
گر۴0;ه م۴0; کنم بر تنگ۴0; لحدم
گر۴0;ه م۴0; کنم بر بازخواست ها۴0; نک۴0;ر و منکر
گر۴0;ه م۴0; کنم بر روز۴0; که عر۴0;ان و خوار از قبر خارج م۴0; شوم
و سنگ۴0;ن۴0; اعمالم را به دوش م۴0; کشم
گاه۴0; به چپ م۴0; نگرم، گاه۴0; به راست..
مردم را م۴0; ب۴0;نم در شرا۴0;ط۴0; غ۴0;ر از شرا۴0;ط خودم
هرکس در گ۴0;ر کار خو۴0;ش..
عده ا۴0; روسف۴0;دند و خوشحال و خندان
و عده ا۴0; با چهره ا۴0; غبار گرفته و گرد ذلت برآن نشسته...


مولا۴0; من!
تنها تک۴0;ه گاه من تو۴0;۴0;
و اعتماد من به توست
به تو دل بسته ام
و بر تو توکل م۴0; کنم
و به رحمتت چنگ م۴0; اندازم
تو، رحمتت را به هر کس که بخواه۴0; م۴0; بخش۴0;
و هر کس را که بخواه۴0; به کرامتت هدا۴0;ت م۴0; کن۴0;





براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ ترجمه دعاي ابو حمزه ثمالي (قسمت 6)

جمعه 30 شهريور 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت ششم


خداي من!
فضل تو گسترده تر
و  بردباري تو عظيم تر از آن است
که با رفتارهاي ناشايست من سنجيده شود...
مگر من کيستم؟ اي مولاي من!
و جايگاهم کجاست؟


مولاي من! به فضل خود مرا ببخش
و گذشتت را بر من تصدق کن
و با عيب پوشي ات گرامي ام بدار
و با کرامتت از کيفرم صرف نظر کن


مولاي من!
من همان کودکي هستم که تو پرورشش دادي
من همان جاهلي هستم که تو آموزشش دادي
من همان گم شده اي هستم که تو راهنمايي اش کردي
من همان افتاده اي هستم که تو دستش را گرفتي
من همان بيمناکي هستم که تو امانش دادي
من همان گرسنه اي هستم که تو سيرش کردي
من همان تشنه اي هستم که تو سيرابش کردي
من همان عرياني هستم که تو او را پوشاندي
من همان فقيري هستم که تو بي نيازش کردي
من همان ضعيفي هستم که تو توانش دادي
من همان خواري هستم که تو گرامي اش داشتي
من همان بيماري هستم که تو شفايش دادي
من همان گدايي هستم که تو به او عطا کردي
من همان گناهکاري هستم که تو عيبش پوشاندي
و خطاکاري هستم که عذرش را پذيرفتي
و کوچکي هستم که تو بزرگش کردي
و ضعيفي که تو ياري اش کردي
و رانده اي که تو پناهش دادي


من .. اي پروردگارم!
کسي هستم که نه در پنهان از تو شرم کرده ام
و نه در آشکار مراقب فرمانت بوده ام
من همانم که درگيري هاي بزرگي دارد
من همانم که بر مولايش تجري کرده است
من همانم که حاکم آسمان ها را نافرماني کرده است
من همانم که براي دستيابي به گناه هاي بزرگ، حتي رشوه هم پرداخته است
من همانم که تا به گناهي دعوت شد به سرعت به سويش دويده است
من همانم که تو مهلتش دادي اما پند نگرفت
و عيبش را پوشاندي اما حيا نکرد
و به گناهانش ادامه داد
و با اينکه او را از چشمت انداختي اهميتي نداد
اما تو با بردباري ات به او مهلت دادي
و با پرده ي غيرتت ع۴0;بش را پوشاند۴0;
چنان که گو۴0;۴0; او را ند۴0;ده گرفت۴0;
و از ک۴0;فر گناهان دورش داشت۴0;
انگار تو از او خجالت م۴0; کش۴0;


خدا۴0; من!
اگر تو را نافرمان۴0; کرده ام
نه از رو۴0; انکار خدا۴0;۴0; ات بوده است
و نه از رو۴0; سبک شمردن فرمان تو...
و نه از رو۴0; اعتراض ( تعرض ) به ک۴0;فرها۴0;ت
و نه از رو۴0;  ب۴0; توجه۴0; به تهد۴0;دها۴0;ت
بلکه تنها خطا۴0;۴0; بود که سراغ من آمد
و نفسم به سو۴0;ش شتافت
و هوا۴0; درونم بر من غالب شد
و شقاوتم بود که ۴0;ار۴0; ام کرد
من به پرده ها۴0;۴0; که بر ع۴0;بم کش۴0;د۴0; مغرور شدم
و ا۴0;ن بود که با تمام توان تو را معص۴0;ت کردم


ا۴0;نک... اما در ا۴0;ن فکرم
که چه کس۴0; از عذاب تو نجاتم م۴0; دهد؟
و فردا چه کس۴0; از دست دشمنانم خلاصم م۴0; کند؟
و اگر تو رشته ۴0; محبتت را از من ببر۴0;
به ر۴0;سمان چه کس۴0; دست ب۴0;ندازم؟


ا۴0; وا۴0; بر من .. 
به خاطر اعمال بدم که در دفترت ثبت شده است
اعمال۴0; که اگر نبود ام۴0;دم به کرامت و وسعت رحمت تو
و اگر نبود منع تو  از مأ۴0;وس شدن
ب۴0; شک ما۴0;وس م۴0; شدم
ا۴0; بهتر۴0;ن کس۴0; که م۴0; خوانندش
و بهتر۴0;ن کس۴0; که به او ام۴0;د م۴0; بندند



براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ دعاي ابو حمزه ثمالي(قسمت 5 )

چهارشنبه 28 شهريور 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت پنجم


خدايا!
مردان و زنان مومن را بيامرز .. چه زنده هايشان و چه مرده هايشان را
و ميان ما و آنان خير و نيکي برقرار کن.


خدايا!
زندگان و مردگان ما
حاضران و غايبان ما
مردان و زنان ما
خردسالان و بزرگسالان ما
و آزادگان و بردگان ما را
ببخش.


آنان که از خدا برگشته اند دروغ مي گويند
و به راه هاي دور گمراهي رفته اند
و دچار زياني روشن و آشکار شده اند.


خدايا!
بر محمد و خاندانش درود فرست
و عاقبت کارم را به نيکي ختم کن
و دغدغه هاي دنيا و آخرتم را خود به عهده بگير
و کسي را که به من رحم نمي کند، بر من مسلط نکن
و نگهباني هميشگي از سوي خود بر من بگمار
و نعمت هاي شايسته اي را که بر من ارزاني داشته اي از من باز مگير
و از فضل خود، رزقي حلال و واسع و گوارا به من ببخش.

خدايا!
خودت مراقب من باش
و با دست قدرت خود محافظتم کن
و در سايه ي خويش پناهم ده...
و حج خانه ي خود
و زيارت مرقد پيامبرت و امامان ـ درود بر آنان ـ را
امسال و هر سال نصيبم کن.
پروردگارا!
مرا از حضور در آن مشاهد شريف و جايگاه هاي با ارزش بي نصيب مدار


توبه ام را چنان بپذير که ديگر هرگز معصيت نکنم
نيکي ها را به من الهام کن
و راه عمل به آنها را به من بياموز ...
و تا وقتي زنده ام پرهيز از نافرماني خويش را در شب و روز، نصيبم کن
اي پروردگار عالميان!


خدايا!
هر وقت مي خواهم با آمادگي و حضور قلب به مناجات تو برخيزم
همين که براي نماز به درگاهت مي ايستم
خستگي و خواب آلودگي را بر من چيره ساختي
و حال راز و نياز را از من گرفتي...
مرا چه شده است؟
هر وقت گمان مي کنم با روحي پاک به حال خوش توبه کنندگان راه يافته ام
حادثه اي روي مي دهد که مرا سست مي کند
و بين من و درک حضور تو فاصله مي اندازد.


مولاي من!
نکند مرا از درگاه خويش رانده اي
نکند از درک حضورت محرومم کرده اي
نکند چون در حقت کوتاهي کرده ام از آستانت دورم کرده اي
نکند من را از ياد خود غافل ديده اي و بر من خشم گرفته اي
نکند مرا از دروغگويان ديده اي و طردم کرده اي
نکند مرا شکر گزار نعمت هايت نديدي و محرومم ساخته اي
نکند جاي مرا در مجالس اهل علم خالي ديده و خوارم نموده اي
نکند من در شمار غافلان از تو بوده ام که از رحمتت مأيوسم کرده اي
نکند مرا همدم اهل باطل ديده اي که در ميان آنان به حال خودم واگذار کرده اي
نکند دوست نداري دعايم را بشنوي و مرا از خود دور ساخته اي
نکند پاداش جرم و جنايت مرا داده اي
نکند به خاطر کم شرمي من از خودت دورم داشته اي.


خداي من!
بخشش تو تازگي ندارد
و پيش از من، چه فراوان از گناهکاران گذشته اي
زيرا بخشش تو با ارزش تر از مکافات گناهکاران است
و من با يقين به وعده ي تو که از آنان که به تو حسن ظن دارند، مي گذري
به دامان کرامت تو دست انداخته
و از ترس خشمت به سايه ي لطفت گريخته ام.


براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ دعاي ابوحمزه ثمالي(قسمت 4 )

سه‏شنبه 27 شهريور 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت چهارم


پروردگار من!
اين حال کسي است که به تو روي آورده
و در سايه ي لطفت آرميده
و به نيکي و احسان تو خو گرفته است.


تو بخشنده اي هستي که دايره ي عفوت تنگ نمي شود
فضلت نقصاني ندارد
و رحمتت کم نمي آورد.


ما به گذشت هميشگي ات، به فضل بي پايانت و رحمت گسترده ات باور داريم.
آيا تو خلاف باور ما رفتار مي کني و اميدمان را نا اميد مي سازي؟
هرگز... اي کريم!
که اين، نه باورمان است و نه انتظارمان..


اميدمان به تو ديرينه است و آرزويمان فراوان..
نافرمانيم و اميدوار عيب پوشي ات
تو را مي خوانيم و انتظار جواب داريم
پس آرزويمان را محقق کن.


مولاي ما!
ما به کيفر اعمالمان واقفيم
اما آگاهي تو از ما
و آگاهي ما به تو که از درگاهت نمي راني
اميدوارمان کرده است؛ هر چند شايسته ي رحمتت نباشيم
که تو از سر بزرگي، اهل بخشيدن ما و همه ي گناهکاران هستي.
پس به شايستگي خود بر ما منت گذار
و ما را ببخش که نيازمند عطايت هستيم. اي بخشنده!


ما به نور تو به سويت راه يافتيم
و با فضل تو بي نياز شديم
و غرق در نعمت هايت، روز و شب گذرانديم.
گناهان ما نزد تو روشن است
پس توبه مي کنيم و مغفرت مي جوييم.


تو به وسيله ي نعمت هايت با ما دوستي مي کني
و ما به وسيله ي گناهانمان با تو مخالفت مي کنيم.
نيکي هاي تو بر ما سرازير مي شوند
و بدي هاي ما به سوي تو مي آيند.
و فرشته اي گرامي
همواره و هر لحظه، کار بد ما را برايت خبر مي آورد
اما همه ي اينها...
تو را از غوطه ور کردن ما در نعمت ها و بزرگواري هايت باز نمي دارد.


اي پاک! چقدر بردباري
چقدر بزرگي
چقدر کريمي
هميشه چنين بوده اي و چنين هستي.
نام هاي تو پاک...
و شأن حمد و ستايش تو بسيار...
و اعمال و رفتار تو با ارزش...


اي خداي من!
فضل تو گسترده تر و بردباري تو عظيم تر ار آن است که با رفتارهاي ناشايست من سنجيده شود...
العفو... العفو... العفو...


خدايا !
ما را به ياد خود مشغول دار و از خشم خود دور کن
ما را از عذابت در امان دار و نعمت هايت را روزيمان ساز..
ما را از فضلت متنعم کن
و حج خانه ات
و زيارت مرقد پيامبرت
که درود، رحمت، مغفرت و رضوانت بر او و خاندانش باد
را قسمتمان فرما ... که تو نزديکي و اجابت کننده ...
در راه اطاعت خويش به من توفيق عمل روزي کن
و بر آئين خود و سنت پيامبرت بميران...


خدايا! مرا بيامرز .. و پدر و مادرم را نيز..
و بر آنها که مرا از کودکي پروراندند، رحمت فرست
و پاداششان را
در برابر خوبي ها، خوبي
و در برابر بدي ها، مغفرت قرار بده.



براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ دعاي ابوحمزه ثمالي(قسمت سوم)

دوشنبه 26 شهريور 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت سوم


سپاست اي خدا !
به خاطر صبوري ات بر من، با اينکه از کردارم آگاهي
و سپاست اي مهربان!
 به خاطر گذشتت از من، با اينکه  بر مجازاتم توانمندي.


مولاي من!
چيزي که  به من جرأت بيشتر براي معصيت مي دهد، بردباري توست
و  چيزي که باعث کم شرمي من از حضورت مي شود، خطا پوشي توست
و چيزي که مرا به سرعت به گناه مي کشاند
شناخت من از گستردگي رحمت و فراواني عفو توست.


اي بردبار کريم!
اي زنده ي جاويد!
اي بخشنده ي گناه!
اي پذيرنده ي توبه!
اي صاحب منت عظيم!
اي صاحب نيکي هاي هميشگي !
کجاست پرده پوشي نيکويت؟
کجاست عفو والايت؟
کجاست گشايش نزديکت؟
کجاست فريادرسي زودهنگامت؟
کجاست رحمت گسترده ات؟
کو عطاهاي فراوانت؟
کو موهبت هاي گوارايت؟
کجاست لطف بسيارت؟
کجاست فضل عظيمت؟
کجاست نعمت هاي انبوهت؟
کجاست احسان هميشگي ات؟
کجاست کرامتت اي کريم؟


با همان کرامت، مرا نجات بده
و با رحمتت از عذاب خلاصي ام بخش..
اي نيکوکار!
اي نيکومنش!
اي نعمت بخش!
اي مهربان!
من براي رهايي از مجازات تو
هرگز به اعمال خود تکيه نمي کنم و تنها به فضل تو بر خويش اميد دارم
زيرا تو در عين حالي که شايسته ي آني که مردم از عذابت بيمناک باشند
شايسته اي که چشم انتظار بخششت باشند.


تو به خاطر ذات نيکت، نعمت آغاز مي کني
و آنگاه از سر بزرگي از گناهان درمي گذري.


به خاطر کدام نعمت سپاست گوييم؟
خوبي هايي که منتشر مي کني؟ يا زشتي هاي۴0; که از چشم د۴0;گران م۴0; پوشان۴0;.. ؟  به خاطر  بلاها۴0; بزرگ۴0; که آسان گرفته ا۴0;؟ ۴0;ا امتحان ها ۴0; ز۴0;اد۴0; که با کمک تو به نجات گذشت و سلامت... ؟ 


ا۴0; دوست کس۴0; که دوستت دارد !
ا۴0; روشن۴0; چشم کس۴0; که از همه بر۴0;ده و تنها به تو پناه آورده است!
تو ن۴0;کو کار۴0; و ما زشت کردار ..
پس ا۴0; پروردگارم!
از زشت۴0; ها۴0; ما به ز۴0;با۴0;۴0; خود بگذر.
کدام خطا۴0;۴0; است که جود تو  آن را فرا نگ۴0;رد؟
آ۴0;ا زمان۴0; طولان۴0; تر از زمان بردبار۴0; تو هست؟
جا۴0;گاه اعمال ما در برابر نعمت ها۴0; تو کجاست؟
چگونه بر اعمال خود ب۴0;فزا۴0;۴0;م تا پاسخ بخشش تو را بده۴0;م؟
چگونه ممکن است رحمت ب۴0; پا۴0;انت بر گنهکاران تنگ شود؟


ا۴0; صاحب مغفرت گسترده!
ا۴0; دست به رحمت گشوده!
به عزتت سوگند مولا۴0; من!
اگر هم من را بران۴0;، هرگز درگاهت را رها نخواهم کرد
و دست از ستا۴0;شت بر نم۴0; دارم
که سخاوت و کرامتت را به تمام۴0; م۴0; شناسم.


تو هر کار بخواه۴0; م۴0; کن۴0;
و هر کس را با هر چه و هرطور بخواه۴0; ک۴0;فر م۴0; ده۴0;
و به هرکس با هرچه و هرگونه بخواه۴0; لطف م۴0; کن۴0;.
 
در کارها۴0;ت بازخواست نم۴0; شو۴0;
و به ملکت تعرض نم۴0; شود
و در اعمالت شر۴0;ک۴0; ن۴0;ست
و در حکومتت  مخالفت راه۴0; ندارد
و کس۴0; را ۴0;ارا۴0; مخالفت با تدب۴0;ر تو ن۴0;ست
که تمام آفر۴0;نش و اداره ۴0; آن از آن توست..
بزرگ است خدا۴0;۴0; که پروردگار عالم۴0;ان است.


براي شنيدن فايل صوتي اين قسمت از دعا و ديدن متن عربي آن .. کليک کنيد



 
 
+ دعاي ابوحمزه ثمالي(قسمت دوم)

شنبه 24 شهريور 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت دوم


پروردگارا! اين سخن توست:
از فضل خداوند درخواست کنيد که او همواره نسبت به شما مهربان است
و سخن تو چه درست است و وعده ات چه راست.
مولاي من!
تو چنان نيستي که دستور دهي مردم از تو حاجت بخواهند اما از عطا دريغ کني.
تو ـ حاکمي هستي که ـ بر اهل مملکت خويش به فراواني عطا کرده است
و به خاطر مهرباني هميشگي اش اين نعمت ها همواره ادامه خواهد داشت.
خداي من!
مرا از کودکي در دامان نعمت ها و نيکي هايت پرورانده اي
و اينک در بزرگسالي نيز نام نيکم عنايت کرده اي..
اي که در دنيا با فضل و احسان و نعمت هايش مرا رشد داد
و به من اميد بخشيد که در آخرت نيز از عفو و مهرباني اش برخوردارم.


شناخت من از تو، راهنمايم به سويت بوده است
و علاقه ام به تو، واسطه ي ارتباطم با تو ...
به اين راهنمايي که خودت فراهمش کردي اعتماد دارم
و به اين واسطه که تو مي پذيري اش دل خوش کرده ام.
مولاي من!
اينک با زباني ترا مي خوانم که گناه، لالش کرده
و با دلي به مناجاتت آمده ام که جرم، زمين گيرش ساخته است.


خدايا ! هراسان رو به تو آورده ام
و مي خوانمت ..
هم اميدوارم و هم ترسان..
وقتي به گناهانم مي نگرم دچار ترس مي شوم
و وقتي به کرمت مي انديشم، اميدوار .
مي تواني مرا ببخشي که تو مهربان ترين بخشندگاني
يا عذابم کني که تو ستم روا نمي داري...
خدا جانم!
جود و بخشندگي ات به من جرأت داد تا تو را بخوانم
با اينکه آنچه را نمي پسنديدي انجام داده ام.
تمام دارايي من در سختي ها، رأفت و رحمت توست با اينکه از تو شرم نکرده ام
تمام اميد من در اين ميان اين است که نا اميدم نکني.
اميدم را محقق کن
دعايم را بشنو
اي بهترين کسي که مي توانش خواند
و اي برترين کسي که مي توان به او اميد بست.
خداي من!
اميدم زياد است و کردارم زشت..
اما تو از عفوت به ميزان اميدم نصيب کن
و به خاطر کردار زشتم توبيخم نکن
زيرا کرامت تو گسترده تر از آنست که گنهکاران را مجازات کني
و بردباري تو بيشتر از آن است که مقصران را مکافات دهي.


و من اينک..
اي مولاي من !
به فضل تو پناه آورده ام
و از ترس خشم تو به سايه ي لطفت مي گريزم
و به اين وعده يقين دارم که از هرکس به تو حسن ظن دارد مي گذري
 
اي پروردگار!
من مگر کيستم و جايگاهم کجاست؟
فضلت را به من ببخش
و با عفو و مهرباني ات بر من تصدق کن
و زشتي هايم را بپوشان
و از توبيخ و مجازاتم به کرامت و بزرگواريت درگذر.
در اين دنيا
اگر کسي غير از تو از گناهان من مطلع مي شد
هرگز گناه نمي کردم
و اگر مجازاتم پيش مي افتاد
از گناهان دوري مي کردم ..
نه از اين رو که تو کم اهميت ترين ناظراني
و بي مايه ترين آگاهان...
بلکه چون تو بهترين پوشاننده ي بدي ها هستي
و قوي ترين حاکمان
و کريم ترين کريمان ...
مخفي کننده ي زشتي ها
بخشنده ي گناهان
و آگاه به غيب
که با فضلت گناهان را مي پوشاني
و با بردباري ات مجازات را عقب مي اندازي.



براي ديدن متن عربي اين قسمت از دعا و شنيدن فايل صوتي آن کليک کنيد



 
 
+ دعاي ابوحمزه ثمالي (قسمت اول)

جمعه 23 شهريور 1386
 

 

ترجمه ي آزاد
دعاي ابو حمزه ثمالي
قسمت اول


خدايا ! مرا با مجازاتت ادب نکن
و  مکرت را شامل حالم نگردان


من کجا و دسترسي به خير کجا اي پروردگار من؟
خيري که اطمينان دارم جز از ناحيه ي تو اتفاق نمي افتد و به من نمي رسد.
من کجا و رهايي از گرفتاري و عذاب کجا؟
رهايي و نجاتي که مي دانم جز با اراده ي تو حاصل نمي شود.


نه آن کس که کار نيک کرده است
           از ياري و مهرباني تو بي نياز خواهد ماند
و نه آن کس که رفتاري بد داشته
و به ساحت پاک ـ احکام ـ تو تجاوز کرده
و رضايت تو را به دست نياورده است
          از مدار قدرتت بيرون خواهد بود.


پروردگارمن!
تو را به وسيله ي خودت شناختم
و اين تو بودي که من را  به سوي خود فرا خواندي
و به خويشت رهنمون شدي.
اگر تو نمي خواستي
هرگز به تو پي نمي بردم.


سپاس خدايي را که هر گاه او را مي خوانم اجابتم مي کند
هرچند وقتي او مرا مي خواند به کندي جوابش مي دهم.


سپاس خدايي را که تا درخواست مي کنم عطايم مي کند
با اينکه وقتي او از من ـ براي فقيران ـ قرضي مي طلبد، بخل مي ورزم.


سپاس خدايي را که هرگاه از سر نياز، صدايش مي کنم
و براي راز، بي واسطه به خلوتش مي روم
رازم را مي شنود و نيازم را برطرف مي سازد.


 سپاس خدايي را که جز او نمي خوانم
چه اگر ديگري را صدا بزنم، جوابم نمي دهد.


سپاس خدايي را  که غير او اميدي ندارم
چه اگر به ديگري اميد بندم نا اميدم مي کند.


سپاس خدايي را که تنها به خودش واگذارم گرد
و براي انجام خواسته هايم ـ نه تنها بر من منت نگذاشت که ـ کرامتم بخشيد...
و مرا به مردم نسپرد تا به من اهانت کنند و خوارم سازند.


سپاس خدايي را که هرچند نيازي به من ندارد، با من دوستي مي کند.
سپاس خدا۴0;۴0; را که با من صبور۴0; م۴0; کند، انگار ه۴0;چ گناه۴0; مرتکب نشده ام.
پروردگار من،  ستودن۴0; تر۴0;ن است نزد من
و شا۴0;سته تر۴0;ن کس برا۴0; ستا۴0;ش و سپاس..


خدا۴0;ا !
باور دارم که برا۴0; خواسته ها۴0; بندگان
همه ۴0; راه ها۴0; به سو۴0; تو هموار است
و چشمه ها۴0; ام۴0;د به تو، جوشان..
و ن۴0;ز باور دارم که تک۴0;ه بر بزرگوار۴0; تو برا۴0; آرزومندان رواست
و درها۴0; دعا و درخواست برا۴0; دادخواهان باز...
 م۴0; دانم که رفتار تو با ام۴0;دواران، از موضع قبول و اجابت است
و با پر۴0;شان خاطران، از موضع دست گ۴0;ر۴0; و دادرس۴0;.


و م۴0; دانم که پناه بردن به جود و کرم تو  و راض۴0; بودن به قضا۴0; تو
بهتر۴0;ن جا۴0;گز۴0;ن برا۴0; بخل بخ۴0;لان است
و سبب ب۴0; ن۴0;از۴0; از دن۴0;اداران.


م۴0; دانم مسافر۴0; که به سمت تو م۴0; آ۴0;د راه۴0; بس۴0;ار نزد۴0;ک دارد
و م۴0; دانم که تو در برابر بندگانت هرگز پرده نش۴0;ن۴0; نم۴0; کن۴0; ..
و ا۴0;ن رفتار بندگان است که مانند پرده ا۴0; ب۴0;ن تو و آنان قرار م۴0; گ۴0;رد.


خدا۴0; من !
ا۴0;نکه خواسته ها۴0;م را به درگاه تو آوردم
و برا۴0; ن۴0;ازها۴0;م رو به تو کردم
و تنها تو را پناه خو۴0;ش قرار دادم
و به ن۴0;ا۴0;ش با تو متوسل شدم
نه از رو۴0; شا۴0;ستگ۴0; من است که حرفم را گوش کن۴0;
و مستوجب عفو و گذشت تو قرار گ۴0;رم
بلکه تنها به خاطر اطم۴0;نان به کرم تو 
اعتماد به راست۴0; وعده ات 
تک۴0;ه بر ا۴0;مانم به ۴0;گانگ۴0; ات
و ۴0;ق۴0;ن به شناختت از من
که پروردگار۴0; جز تو ندارم
و خدا۴0;۴0; جز تو ن۴0;ست؛ ا۴0; ۴0;کتا۴0; ب۴0; شر۴0;ک.


ادامه .. کليک کنيد براي ديدن متن عربي دعا و شنيدن فايل صوتي اين قسمت