لبگزه
 

 

 

نکتــه هــا - لبـــــگزه


 

اطلاع از به روز شدن

نام:

ايميل:

 
 

 

میهمانــان مـــن

 

«نجواي شبانه»
همفکري
آدمک ها
آقا شيــر
صدای سکوت
ايران اسلام
نگاه منتظر
پاک ديده
خلوت تنهايي
سراي انديشه
سيد محسن
اردشيـر
نرگسي
مفتــــي
احمــدک
شوق پرواز
حريــم دل
خانم نـاظـم
تقدير
ازتو تابي نهايت
شبنم سحرگاهي
رعنـــا
فرداهاي من
مونس
سـلالــه
نگاه خيس
ني نامـه
يه مسافر
تا صبح انتظار
ارميـــا
تالــوگ
لبگزه ي قبلي
مجاهد مجازي


 

 

زخمه بر دل.. ناله از جان


 

 

 

خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

 
 
+ اگه شما بودين ...

پنجشنبه 10 خرداد 1386
 

 

يکي از دوستان  تعريف مي کرد که  اين مطلب  را  در يک  گزينش به عنوان تست هوش ، سؤال مي کردند. ... جوابش با شما


 ؟


 


فرض کنيد شما با يه ماشيني که فقط يه نفرو مي تونيد سوار کنيد، داريد تو يه جاده ي خلوت و برفي حرکت مي کنيد ... يهو مي بينيد کنار جاده ،  سه نفر منتظر ماشين هستند ... يه پيرزن رو به موت  که اگه بهش نرسيد مي ميره ...  يه دوست قديمي که يه روزي جون شما رو از مرگ حتمي نجات داده و شما بهش بدهکارين ... و يه معشوق رؤيايي و فرد  آرزوهاتون که يه عمره  دنبالش مي گرديد ..


 


شما با  اين فرض که فقط به اندازه ي يه  نفر جا داريد ... چکار مي کنيد؟


 




 
 
+ رمضان و ناصرالدين شاه

پنجشنبه 10 خرداد 1386
 

 

 


گويند چون اين ايام فرا مي رسيد و نزديک رمضان مي شد .. ناصر الدين شاه با شور و احساس خاصي دستي به هم مي زد و مي گفت :


 به به .. رمضان رسيد که ما دو چيز بخوريم .. اول:  روزه                                                                                                                       و  بعد  هم  زولبيا ....


                                                                                         شاد باشيد .. و روزه دار واقعي




 
 
+ روزه داري

پنجشنبه 10 خرداد 1386
 

 

سلام ياران همراه ...


بياييم قدر اين ايام را بدانيم و رمضان، اين ماه عزيز و نوراني را طوري بگذرانيم که مشمول اين گفته ي امام صادق عليه السلام نباشيم که فرمود: هر کس در رمضان مورد آمرزش خداوند قرار نگيرد، ديگر تا رمضان سال آينده آمرزيده نمي شود مگر آنکه در حج وقوف در عرفات را درک کند.


در معارف اسلامي سه نوع روزه تعريف شده است:


۱- روزه ي عوام: همان روزه ي ظاهري است که تنها از خورد و خوراک خودداري مي شود. هرچند اين نوع روزه از نظر فقهي درست است و انسان تکليف خود را انجام داده است؛ اما اينکه در ساختن روح و روان آدمي چقدر تأثير مي گذارد، جاي بحث دارد... اينجا فقط به ذکر اين حديث از امير مومنان عليه السلام مي پردازم که فرمود: چه بسا روزه داراني که از روزه، چيزي جز گرسنگي و تشنگي نصيبشان نمي شود.


۲- روزه ي خواص: اين روزه، يک درجه از روزه ي عوام بالاتر است. چرا که انسان در اين نوع روزه، همه ي اعضايش را از گناه دور نگه مي دارد. اينجا ديگر چشم هم گناه نمي کند .. زبان هم از غيبت و دروغ و... خودداري مي کند و گوش و دست و پا و همه و همه ... از محرمات پرهيز مي کنند.


۳- روزه ي خواص الخواص: در اين نوع روزه، ديگر فکر هم روزه مي گيرد. يعني عير خدا را در خويش نمي پذيرد. نه اينکه انسان با تمام اعضايش روزه مي گيرد بلکه فکر و ذهن او هم هيچ چيز غير از خدا را به محدوده ي خود راه نمي دهد و هيچ دغدغه و انگيزه اي غير از خدا ندارد.


بگذاريد با يک حکايت واقعي به شناخت اين نوع روزه نزديک تر شويم... نقل است که حضرت روح الله عيسي مسيح از خداوند خواست که خدايا ! دوستی از دوستان واقعی خود را به من نشان بده.... خطاب آمد که به فلان بیابان و فلان نقطه برو تا در آنجا دوستی از دوستان واقعی مرا خواهی دید.


حضرت عیسی به همان نقطه رفت و زنی را دید که  نه چشم دارد و نه دست و نه پا .. حشرات بر او هجوم آورده اند و چون دستی برای راندن آنها ندارد، بدنش از شدت هجوم و نیششان مجروح است. اما در عین حال مدام تسبیح می گوید و با این ذکر  الحمدلله علی نعمائه و الشکر له علی آلائه  خداوند را بر نعمت های پیدا و  پنهانش سپاس می گزارد.


مسیح سلام کرد و زن پاسخ داد: و علیک السلام یا روح الله .. آن حضرت پرسید: از کجا می دانی که من عیسی روح الله هستم ؟ زن گفت: همان خدایی که من را به تو معرفی و به سویم راهنمائی ات کرد، تو را نیز به من شناساند.


عیسی پرسید: بانو ! تو که نه چشم داری و نه دست و پا .. خداوند را بر کدام نعمتش شکر می کنی؟


زن گفت: ای روح الله ! من زبانی دارم که مدام به ذکر خدا مشغول است و قلبی دارم که همواره شکر خدا را به جا می آورد و تنی دارم که بر بلای حضرت دوست صبوری می کند. آری .. من شکر می کنم که چشم ندارم به نامحرم نگاه کنم ... دستی ندارم که به سوی حرام خدا دراز شود و نیز پایی ندارم که آن را در راه گناهان به کار گیرم. ای عیسی ! این نعمت هایی که خداوند به من داده ، به کدامیک از بندگانش عنایت فرموده است؟


عیسی مسیح پرسید: چگونه در این بیابان بی آب و علف، روزگار می گذرانی ؟  پاسخ داد: آنکس که هفت آسمان را بدون ستونی بر پا داشته است، به فکر من نیز هست.


عیسی از وی سؤال کرد:  آیا آرزویی نیز داری؟ و پیرزن جواب داد: آری .. دختری دارم که با اینکه بزرگ شده است اما گاهی دلم برایش تنگ می شود و آرزوی دیدارش را می کنم.. از خداوند می خواهم که غم او را از دلم بردارد تا با دلی خالص متوجه او باشم و هیچکس غیر از خودش در دلم حضور نداشته باشد.


نقل است که در راه بازگشت، عیسی جنازه ی دختری را دید که درندگان بیابان او را دریده و کشته اند. حضرتش گفت: سبحان الله .. این زن عاجز به آرزوی خود رسید..


اگر روزه این است ، وای به حال من بیچاره    و  البته مأیوس نیستیم


دوستان ! اینک که در بهشت باز است بیاییم به همدیگر دعا کنیم ..اول خدای رحیم و مهربان ما را ببخشد و دوم اینکه امسال، حج خانه اش را نصیبمان گرداند تا به هر حال، پاک شویم پاک ... شود آیا ؟




 
 
+ حکايت

شنبه 1 ارديبهشت 1386
 

 

اين مطلب را چهارشنبه سي ام آذر 1384ساعت 18:35 در وبلاگ قبلي ام ( لبگزه ي بلاگفا ) نوشته بودم ... امروز به اينجا منتقل شده است


گويند ... اين هرمه بر منصور دوانيقي وارد شد و زبان به توصبف و مدح او گشود .. منصور به او گفت: هر چه دوست داري از من بخواه ...
ابن هرمه گفت: چيزي نمي خواهم جز آنکه به حاکم مدينه بنويسي که هرگاه مرا در حال مستي ديدند از من درگذرند و حد بر من جاري نسازند.
منصور گفت: اين گونه نمي توانم بنويسم که حد شرابخواري حکم خداست و نبايد بر خلاف آن دستوري داد.
آن گاه به کاتبش دستور داد که به حاکم مدينه چنين بنويسد: هر گاه ابن هرمه را مست گرفتند و نزد تو آوردند، به او  هشتاد ضربه تازيانه بزن و به آن کس که او را آورده صد ضربه ...


و اينگونه ابن هرمه آزادانه مستي مي کرد .. و مگر کسي مي توانست  ... ؟؟؟؟




 
 
+ دبيرخانه ي خدا

شنبه 1 ارديبهشت 1386
 

 

اين مطلب را سه شنبه بيستم دي 1384ساعت 22:55  در وبلاگ قبلي ام ( لبگزه ي بلاگفا ) نوشته بودم ... امروز به اينجا منتقل شده است


عيد سعيد قربان ... عيد رهايي فدائيان جبهه ي خداييان از بند بندگان شيطان بر شما عاشقان مبارک


جايي مي خواندم که يک روز يکي به آسمان رفت ... به ديار فرشتگان ... به دبيرخانه ي خدا..


گروهي از فرشتگان در دفتر نامه هاي وارده مشغول بودند ... نامه ها يي را باز  و دسته بندي مي کردند.. طرف پرسيد: کار شما چيست؟  گفتند: ما درخواست هاي بندگان را بررسي و به رؤيت مي رسانيم و دستورات خداوند را اجرا مي کنيم.


در گوشه اي ديگر گروهي ديگر از فرشتگان نامه هايي را بسته بندي و در جعبه هاي ارسالي قرار مي دادند ... سؤال کرد: شما چه کار مي کنيد؟  گفتند: اينجا قسمت نامه هاي صادره است .. ما دستورات صادره و لطف و عنايت خداوند را به درخواست کنندگان ارسال مي کنيم.


در يک گوشه ي ديگر گروهي از ملائکه بيکار نشسته بودند و شايد از شدت بيکاري دچار ملال شده بودند... سؤال کرد: شما چرا بيکاريد؟  گفتند: ما مأموران دريافت اعلام وصول بندگان هستيم.. مردمي که به خواسته هايشان رسيده بايد اعلام وصول کنند و ما ثبت کنيم.


گفت: مردم چگونه جواب مي فرستند؟ ...
گفتند: خيلي ساده است .. همين که بگويند خدايا شکر ... اعلام وصول کرده اند


                                                                                 ولي مي بيني که ما بيکاريم...




 
 
+ بيل گيتس

پنجشنبه 17 اسفند 1385
 

 

اين مطلب را   دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 15:16  در وبلاگ قبلي ام نوشته بودم .. امروز به اينجا منتقل شد


اين بابا از منم بيشتر پول داره


 


بيل گيتس صاحب شرکت مايکروسافت، ثروتمندترين فرد جهان است. سود او در هر ثانيه ۲۵۰  دلار و در روز  ۲۰  مليون دلار است که جمع سود ساليانه ي او به ۸  مليارد دلار مي رسد. 
اگر بيل گيتس هزار دلار خرج کند يا به نحوي از دست بدهد، برايش اهميتي ندارد چون در مدت ۴  ثانيه جبران مي شود.
چنانچه او به تنهايي بخواهد عهده دار بدهي ۵/۵ تريليون دلاري سازمان ملل بشود، مي تواند آن را ظرف مدت کمتر از ده سال پرداخت نمايد.
اگر بيل گيتس ــ خداي ناکرده ــ تصميم بگيرد به هر انسان روي کره ي زمين  ۱۵  دلار بدهد، باز  هم  ۵ مليون دلار برايش باقي خواهد ماند.
مايکل جردن ( بسکتباليست ) يکي از ثروتمندترين افراد  آمريکاست. اما با اين حال خوب است بدانيد که اگر از روي کله شقي بخواهد به اندازه ي بيل گيتس ثروت داشته باشد، بايد  ۲۷۷  سال ديگر زندگي کند تا به اندازه ي دارايي امروز بيل گيتس ... آنهم به شرط اينکه تمام  ۳۰   مليون دلار درآمد ساليانه اش را پس انداز کند و حتي در حد خورد و خوراک نيز خرج نکند. 
اگر بيل گيتس دولت بود، از نظر دارايي سي و ششمين دولت  جهان به حساب مي آمد. و اگر دارايي هاي او را به  دلار تبديل کنيم مي توان با آن  ۱۴  بار فاصله ي زمين تا کره ي ماه را با يک دلاري فرش کرد. و البته  ۷۱۳  هواپيماي بوئينگ براي حمل اين پول ها لازم بود.
  بيل گيتس هم اکنون حدود  ۴۰  سال دارد. اگر فرض کنيم که  ۳۵  سال ديگر هم زندگي کند و بخواهد از خود چيزي براي پس از مرگش باقي نگذارد، بايد هر روز ۵/۶ مليون دلار خرج کند.
با اين حال خوب است آقاي بيل گيتس بداند که چنانچه قرار بشود به هر استفاده کننده ي ويندوز در مقابل هر بار هنگ کردن کامپيوترشان يک دلار بدهد، سه سال بيشتر طول نمي کشد که شاهد افلاس و فقر خود خواهد بود..




 
 
+ عدالت

پنجشنبه 17 اسفند 1385
 

 

اين مطلب را   چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 15:5در وبلاگ قبلي ام نوشته بودم .. امروز به اينجا منتقل شد


وقتي عدالت، تنها واژه اي زيبا مي شود
عجوزه ي ( بخوانيد ملکه ي ) عدالت نيز ...




خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

[27/5/1387- 3:12 ع] ماه ديشب.. ماه امروز
[24/5/1387- 11:40 ص] مسکن
[24/5/1387- 12:9 ص] قيمت هاي امروز
[21/5/1387- 10:0 ع] ايمان واقعي
[21/5/1387- 8:0 ع] احکام و موضوعات
[19/5/1387- 4:1 ع] گرفتاري
[16/5/1387- 9:56 ع] زهد
[14/5/1387- 9:21 ع] شعر
[10/5/1387- 12:31 ص] برده داري نو
[5/5/1387- 10:41 ص] اردوي مشهد
[2/5/1387- 11:56 ع] قيامت دنيا
[27/4/1387- 8:43 ع] پرواز
[20/4/1387- 10:45 ع] شب آرزوها
[18/4/1387- 12:24 ع] شيعه ي تنوري
[14/4/1387- 11:57 ع] شاهد معتبر
[همه عناوين(226)][آرشيو شده ها]