لبگزه
 

 

 

فـر يــــــاد هــا - لبـــــگزه


 

اطلاع از به روز شدن

نام:

ايميل:

 
 

 

میهمانــان مـــن

 

«نجواي شبانه»
همفکري
آدمک ها
آقا شيــر
صدای سکوت
ايران اسلام
نگاه منتظر
پاک ديده
خلوت تنهايي
سراي انديشه
سيد محسن
اردشيـر
نرگسي
مفتــــي
احمــدک
شوق پرواز
حريــم دل
خانم نـاظـم
تقدير
ازتو تابي نهايت
شبنم سحرگاهي
رعنـــا
فرداهاي من
مونس
سـلالــه
نگاه خيس
ني نامـه
يه مسافر
تا صبح انتظار
ارميـــا
تالــوگ
لبگزه ي قبلي
مجاهد مجازي


 

 

زخمه بر دل.. ناله از جان


 

 

 

خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

 
 
+ جند روز در سال... ؟

پنجشنبه 20 دي 1386
 

 

مي بيني نازنين..؟
چقدر ما حسيني شده ايم ..؟
با اينکه او هنوز نرسيده است
چقدر عجله داريم..؟


 


هنوز او در راه است
چند منزل ديگر مانده تا اينجا برسد
تازه... قرار است روز دوم محرم بر ما وارد شود
ولي ما از الان حسيني شده ايم...
مشکي پوشيده ايم
به استقبال رفته ايم
عجله داريم که گريه کنان
بر سر وسينه زنان
او را بدرقه کنيم
تا قتلگاه...
تا روز دهم...
تا شام غريبان...
اين تکليف ماست...
وگرنه يزيدي مي شويم


و روز يازدهم ...
روز ماتم
روز دلهره
روز اسارت
و روز درد و رنج....
که روز آغاز همراهي است
رهايش مي کنيم
و کاروان اسيران را نيز...
تا سالي ديگر
و تکليفي ديگر... 


روز يازدهم...
تکليفمان را ادا کرده ايم
مشکي ها را در مي آوريم
به خانه هايمان مي خزيم
و آرام مي گيريم
و روز از نو  و روزي از نو..
مثل گذشته... مثل هميشه


چقدر ما حسيني هستيم ..!!
مي بيني نازنين..؟
چند روز در سال...




 
 
+ فوتبال ما و داستان هميشگي

سه‏شنبه 8 اسفند 1385
 

 

 اين مطلب را سه شنبه بيست و سوم خرداد 1385ساعت 22:7  در وبلاگ قبلي ام نوشته بودم که امروز به اينجا منتقل شد 


سلام ...
چند سال است ما گوشه نشينان خرابات الست داريم  گلو پاره مي کنيم  که بابا والله اين مربي با اين انديشه ي دفاعي و روحيه ي ترسو به درد ما و تيم ملي ما نمي خورد .. اما کو گوش شنوا ؟؟
تيم ما و اصولا فوتبال ايران يک فوتبال تهاجمي است ... درست هم همين است و به خاطر همين است که به تيم ايران لقب برزيل آسيا داده اند...  اما اين آقا هميشه همين که يک گل مي زنيم يا وقتي دنبال تساوي است .. تيم را به لاک دفاعي مي برد .. و همه مي دانيم که دفاع همان و گل خوردن همان... باور نمي کنيد به همه ي بازي هاي زمان اين آقا مراجعه کنيد.



بازي با مکزيک را ديديد؟


ما که از اول توقع باخت داشتيم .. يا بهتر بگويم انتظار برد نداشتيم ... اما وقتي در نيمه ي اول آنقدر زيبا و منسجم بازي کردند توقعمان بالا رفت.. البته نه براي برد که حد اقل براي کسب يک مساوي و آبرو داري..
اما از اين مربي که نه انديشه و قدرت بازي خواني دارد و نه حميت و غيرت ايراني گري چه توقعي داريم؟ اين آقا که نه جرأت تعويض دارد و نه قدرت جايگزيني بازيکنان فسيل شده با بچه هاي جوان و جوياي نام... مربي مکزيک گفته است من با تعويض هايم ايران را بردم .. ولي اين آقا تازه بعد از بازي يادش افتاده که من بايد فيلم بازي را ببينم تا بدانم که مشکل از سيستم بازي  و ارنج من بوده يا بازيکنان مان بد بازي کرده اند..


يکي نيست بگويد حضرت آقا صحت خواب ... فوتبال امروز يک شطرنج است که بايد حين بازي ... بازي خواني کرد و مهره ها را جابجا کرد نه اينکه منتظر بشويم بازي تمام بشود تا ما نوار بازي راببينيم و بدانيم چه بايد کرد؟ اگر مربي گري اين باشد که عمه ي مرحومه ي ناصرالدين شاه هم مربي خوبي است.
نيمه ي دوم را معمولا به عنوان نيمه ي مربيان مي شناسند .. يعني نتيجه ي بازيخواني و تفکرات مربي در نيمه ي دوم خودش را نشان مي دهد ... حالا شما نيمه ي اول بازي با مکزيک و نيمه ي دوم را مقايسه کنيد .. نيمه ي اول يک بازي پر طراوت و روان و طوفاني .. اما نيمه ي دوم يک تيم دست و پا بسته و زير بار فشار تيم حريف ...




درست است گل دومي که خورديم نتيجه ي اشتباه فردي بازيکنان بود .. درست است که مثلث اشتباه هاي کعبي و ميرزاپور و رحمان رضايي گل را براي حريف به ارمغان آورد .. اما همين اشتباه ها نتيجه ي فشار مضاعف حريف و انديشه ي دفاعي تيم ما بود ... آري تيمي که مدام دفاع کند يا پنالتي مي دهد و يا دفاع خودش گل خودي مي زند و يا اينکه در شلوغي جلوی دروازه یک توپ سرگردان غل می خورد و درون دروازه می رود..


چشم مسئولان تربیت بدنی  و فدراسیون ما روشن .. چون حضرت آقا بعد از این افتضاح در مصاحبه با خبرنگاران تمایل خودش را برای قبول مربیگری در چین اعلام کرده است .. بله دیگر یک چند سالی اینجا با روانشناسی دقیق از جامعه ی ایرانی و بیانات احساسی و اینکه ایران وطن من است و از این خزعبلات...  سوار گرده ی فدراسیون ما شد و با پول این ملت برای اولین بار اعتبار نشستن روی نیمکت جام جهانی را به دست آورد .. حالا دیگر ما اخه می شویم..
ما فکر می کردیم این احساس یک عده جوان بیگانه دوست است که برایش هورا می کشند .. اما دیدیم مسئولان ورزشی ما به اندازه ی همین جوانان هم یا نمی فهمند و یا از این جوانان احساسی ترند که همین که طرف به فارسی می گوید من قورمه سبزی خیلی دوست دارم برایش سر و دست می شکنند...


بابا  جان .. اگه کاسه ای زیر نیم کاسه نیست .. دست از سر این ملت و احساساتشان بردارید و بگذارید این آقا چند صباحی هم به چین برود..


                                 


آقایان .. او دلش برای ما نمی سوزد .. شما چرا؟




 
 
+ شب عاشورا

سه‏شنبه 10 بهمن 1385
 

 

شب عاشورا جاي گشتن تو وبلاگ ها نيست و همينطور وقت نوشتن ... اما باور کنيد دلم از دست بعضي از اين هيئت ها گرفته... از برنامه هاشان از مراسمشان از مزاحمت هاشان و ...
من پارسال يک مطلب در باره ي عزاداري هاي امروزي نوشتم که در نوشته هاي گذشته (همين سمت چپ ) مي توانيد لينکش را ببينيد... ديگر قصد تکرار ندارم
امشب ساعت 10:10 از شهيد قدوسي وارد سبلان و با ترافيک عجيبي روبرو شديم .. ترافيک ناشي از جضور دستجات عزاداري که بي تفاوت عرض خيابان را گرفته بودند و بدون اينکه حرکت کنند و بدون اينکه به ترافيک و مشکلات مردم توجه کنند کار خودشان را مي کردند...
مسيري که مي توان در شرايط عادي ده دقيقه اي آن را پيمود با اجازه ي شما دو ساعت طول کشيد .. چون وقتي از سبلان وارد تهران نو شديم ساعت دقيقا 12:07 بود
بعضي از دسته ها علمي که مي کشيدند تمام عرض خيابان را گرفته بود طوري که هر ماشيني که مي خواست از کنارش رد شود بايد علم را مي چرخاندند تا عبور ميسر بشود. آنوقت چند نفر عزادار داشت ؟ حد اکثر صد نفر
يک دسته ي ديگر که مداحش گاهي عربي مي خواند... آن هم چه عربي غلط و غلوطي .. يکي نبود بگويد خب براي چه.. ؟ اين ها را که نه خودت مي فهمي و نه مردم .. براي چه مي خواني؟
يک دسته ي ديگر که فقط با موزيک زنجير مي زدند و حتما حال مي کردند...
مداح دسته ي ديگري که از زبان امام خطاب به برادرش عباس مي گفت: اي ميرو سالار من .. اي پشت و پناهم آقا تنها نگذارم آقا و ...
دسته هاي ديگري هم که هر کدام با سي چهل نفر تمام عرض خيابان را گرفته بودند .. آن هم نه با حرکتي عادي و معمولي .. که يا ايستاده بودند و يا آنقدر به کندي را مي رفتند که ماشين ها خاموش کرده بودند..


يکي نيست به ارباب اين هيئت ها و سردمداران اين دستجات بگويد اگر براي امام حسين انجام مي دهيد باور کنيد که آن حضرت راضي نيست و اگر دليل ديگري دارد ... نمي دانم


آيا فکر نمي کنيد که در ترافيک پشت سرتان بيماري .. گرفتاري ... زن بارداري و ... باشد؟




 
 
+ موسيقي سنتي

چهارشنبه 27 دي 1385
 

 


اين مطلب را  چهارشنبه دوم شهريور 1384ساعت 15:35 در وبلاگ قبلي ام (لبگزه ي بلاگفا) نوشته بودم و امروز به اينجا منتقل شد


 
سلام
امروز در اخبار ساعت ۱۴ سيما اعلام کردند که مراد نياز اف رييس جمهوري ترکمنستان به طور رسمي استفاده از آلات موسيقي خارجي و نواختن انواع موسيقي خارجي ( غربي ) را در مناسبت ها و کنسرت ها ممنوع کرده است.
همين که اين خبر  را شنيدم با خود گفتم حتما براي مراسم رسمي و آنچه زيربناي موسيقي ترکمني را تهديد مي کند، ممنوع شده است .. اما جالب است بدانيد که در ادامه ي خبر آمده بود که حتي براي محافل عروسي و ساير جشنها و بزم ها نيز ممنوع اعلام گشته است.
وي اعلام کرده است که اين اقدام و اين ممنوعيت براي جلوگيري از کمرنگ شدن موسيقي اصيل ترکمني و تداخل آن با آنچه که با فرهنگ ترکمني سازگاري ندارد، اعلام کرده است.
باور کنيد که به حال خودمان تأسف خوردم و بر احوال زار خود خود گريستم ... و در دل به متوليان فرهنگي کشور کلي دعا کردم که اي کاش با اين همه ادعاي فرهنگ مداري، حد اقل در همين حد به فکر امور فرهنگي اعم از امور کتاب، سينما، تئاتر، رسانه، موسيقي و ... باشند.
فعلا در زمينه هاي ديگر مجال سخن ندارم و آن را به فرصتي ديگر وا گذار مي کنم... اما در همين زمينه ي موسيقي ببينيم در اين سال هاي آخرين چه بلايي به دست خود بر سر موسيقي سنتي و اصيل کشورمان آورده ايم؟
امروز غربتي که موسيقي سنتي ما در آن به سر مي برد، چيزي است که در تاريخ ايران سابقه نداشته است. حتي در زمان شاه که در همه ي امور فرهنگي تحت تأثير مراودات دوستانه ي غرب بوديم، موسيقي ايراني اي قدر مهجور و مظلوم قرار نگرفته بود.
رواج آلات موسيقي غربي چون گيتار و ارگ و کيبورد و ... در کنار سبک هاي غربي مثل پاپ که دست آورد پاپتي هاي فرانسوي و چيزي براي تکدي متکديان مدرن غربي در کوچه و بازار، چه معنايي دارد؟
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات و ساير متوليان مثل صدا و سيما به کجا مي روند؟ آيا همين که بگوييم خوب اين ها هم مخاطبان خاص خود را دارد، براي نه تنها جلوگيري نکردن از آنها که حتي ترويج آنها را توجيه مي کند؟
اگر چنين است بايد توجه داشته باشيم که خيلي چيزها هست که مخاطبان خاص خود را دارد، آيا ما مي توانيم با اين ديدگاه به آنها بپردازيم؟ اگر چنين است پس چرا ... ؟  و چرا مخاطبان عام و فرهنگ دوستان آگاه را که تعدادشان هم بسيار بيشتر از آن عده از مخاطبان خاص است در نظر نمي گيريم؟
نوارها و کاست ها و سي دي هايي که در اين اواخر با مجوز دولت راهي بازار شده است را مرور کنيد... تصديق مي کنيد بسياري از آنها حاوي موسيقي و حتي مضامين مبتذل است. واقعا آيا اين درخور يک ملت با فرهنگ و مدعي اصالت در همه ي زمينه ها هست؟
کاش فرهنگ مداران ما حد اقل به اندازه ي  سياست بازان ترکمنستاني، به مسايل فرهنگي توجه داشتند و به آنها به طوز جدي مي پرداختند...
بگذريم ... که در اين زمينه سخن بسيار است و مجال ... کم 
                     گل همان به که له هر حرف نيندازد گوش      ورنه درد دل مرغان چمن بسيار است




 
 
+ اين همه تعطيلي

دوشنبه 25 دي 1385
 

 

 اين مطلب دوشنبه سي و يکم مرداد 1384ساعت 21:25 در وبلاگ قبلي ام در بلاگفا نوشته شده بود که امروز به اينجا انتقال يافت


هو المحبوب


 آيا واقعا از اين همه تعطيل در ايام سال، همين پنچ روز زيادي بود؟


حتما دوستان عزيز اطلاع دارند که تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، به بهانه ي تعطيلات زيادي در کشور طرحي را به کميسيون اجتماعي مجلس ارايه داده اند که  پنج روز از تعطيلات را کم کنند. آن ها معتقدند در طول سال 104 روز تعطيل پنجشنبه و جمعه، 15 روز تعطيلات عيد نوروز و 25 روز تعطيلات رسمي داريم که جمع آن ها 144 روز مي شود و بايد بر اين ايام تعطيلات اقليت هاي مذهبي و سه ماه تعطيلات تابستان را نيز اضافه کرد.


جالب است بدانيد اين ايام عبارتند ا ز سيزدهم رجب سالروز تولد امام علي عليه السلام، سالروز پانزده خرداد، دوازدهم فروردين روز ملي يا روز جمهوري اسلامي، سالروز شهادت امامان همام، امام صادق و امام رضا عليهما السلام ...
در اين که کشور ما بيشترين تعطيلات را در کشورهاي دنيا، يا چون اطمينان ندارم بهتر است بگويم در رديف اولين کشورهايي است که بيشترين تعطيلات را دارد، شکي نيست. و نيز شکي نيست که تعطيلات زيادي موجب رکود در همه ي امور به خصوص امور اقتصادي و مانعي در جهت توسعه ي کشور به حساب مي آيد.
آري ... اما آيا واقعا از اين همه تعطيلات، همين پنج روز زيادي وده است که مورد توجه و طرح آقايان قرار گرفته و انگشت روي آن ها گذاشته اند؟
گاهي بعضي از ما کارهايي مي کنيم که يا به عواقب آن آگاهي ندارييم و يا اينکه آگاهي داريم و باز هم به چنين تصميماتي مي رسيم که در هر دو صورت اشکال دارد و به قول معروف عرب: اذا کنت لا تدري فتلک مصيبه و ان کنت لا تدري فالمصيبه اعظم .. يعني:  اگر خبر نداري که خود مصيبتي بزرگ است و چنانچه خبر داري و باز هم .. که مصيبت عظيم تر است.


برادران ! مگر نه آن که تمام افتخار ما اين است که در سايه سار ولايت علوي زندگي ي کنيم و تنها کشوري هستيم که به طور رسمي، اين راد مرد جهان هستي را پاس مي داريم ؟
در کدام کشور دنيا به امير مومنان عليه السلام ان گونه احترام مي گذارند؟ هر چند ما هم در خيلي از موارد به همين احترام ظاهري و علي علي کردن اکتفا کرده و چه بسا که بر مظلوميت او مي افزاييم، اما همين نيز خوب و بودنش بهتر از نبودنش هست. مگر آن که قبول نداشته باشيم که ..
و آن وقت اگر همين نشان و نماد تکريم ظاهري را هم از بين ببريم، چه خواهد شد؟
آيا به عواقب آن انديشيده ايد؟ آيا اين اقدام موجب آن نخواهد شد که چند صباح ديگر عيد غدير، عيد فطر، عيد قربان که از اصل و آغاز اسلام اسم عيد بر آن ها رفته است، تعطيل ندانيم و از عيد بودنشان خارج سازيم؟
آيا در اين صورت کم کم از معارفمان و سنت هاي اصيلمان فاصله نخواهيم گرفت؟ 


دوستان عزيز! توجه داريد که 12 فروردين روز ملي و نماد استقلال ماست. کدام کشور جهان را سراغ داريد که روز ملي نداشته باشد و آن روز را به احترام تعطيل نداند؟ امروز ديگر دور افتاده ترين،مهجورترين و بي نام ترين کشورها – حتي اگر در واقع، روز ملي نداشته باشند – يک روز را به هر بهانه اي به عنوان نماد ملي خود تعيين و آن را پاس مي دارند؟
آيا واقعا ما که عظمت آن روز را ديده ايم، چنين تصميمي بگيريم نسل هاي آينده مان که اين عظمت ها را به چشم نديده اند، چه تصميماتي خواهند گرفت؟
15 خرداد را که امام امت براي هميشه عزاي عمومي اش اعلام کرد چه؟ مگر چند سال از ارتحال امام گذشته است؟ يا اين که در دلايل انگيزه ها و اهداف امام  از اين ماجرا، به نتايج ديگري رسيده ايم؟


شنيده ام که مبارز نستوه و فقيه عاليقدر تشيع مرحوم آيه الله کاشاني براي رسمي کردن تعطيل سالروز شهادت امام صادق عليه السلام چه تلاش هايي که نکرد و چه سختي هايي را که تحمل نکرد، تا اين که موفق شد مصوبه ي آن را از مجلس و دولت شاهنشاهي بگيرد. آيا سزاست ما به اين بهانه هاي واهي تمام مقدسات و تلاش هاي بزرگانمان را نديده بگيريم و از سر خامي کاري کنيم که عواقب آن معلوم است؟
آيا بهانه ي تعطيلي زياد، مي تواند توجيه گر اين پيشنهاد هاي عجيب و غريب باشد؟


دوستان گرامي ! بياييد قدري بيشتر انديشه کنيم.. گشور ما در ايام نوروز بيش از بيست روز – يعني از 25 اسفند تا 15 فروردين سال بعد در عمل تعطيل هستيم. بياييد فکري به حال اين ايام بکنيم. بياييد سرانه ي کار مفيد در گشور را دريابيم که زير يک ساعت است.
توجه داشته باشيم که تعطيلات رسمي يک کشور بر اساس اعتقادات، فرهنگ ، آداب و سنت هاي آن کشور رقم مي خورد. چرا فکري به حال 13 فروردين که بر اساس يک خرافه ي انگليسي نحس به حساب آمده و تعطيل شده است، نمي کنيد؟


بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که ما چاره اي نداريم جز اين که با فرهنگ سازي و استفاده از حد اکثر توانايي و به قول امروزي ها پتانسيل هاي نيروي کار کشور، افت هاي تعطيلات زيادي را به حد اقل برسانيم. و گر نه مجبوريم در آينده به پيشنهاد هاي ديگري هم تن در دهيم که مثلا بياييد براي بهره وري بيشتر و استفاده ي حد اکثري از ظرفيت هاي اقتصادي، تعطيلات آخر هفته مان را نيز با جامعه ي جهاني تطبيق دهيم و به جاي پنجشنبه و جمعه، شنبه و يکشنبه را تعطيل کنيم. زيرا مي شود چنين استدلال کرد که دو روز هفته را که ما تعطيل هستيم و دو روز هم آن ها در تعطيل به سر مي برند و در نتيجه ما براي مبادلات اقتصادي و ... بيش از سه روز کاري در هفته در اختيار نداريم.


و همينطور مجبوريم به خواسته هاي ديگري نيز پاسخ مثبت دهيم .. مثلا اين که با توجه به انفجار اطلاعات در دوره ي اينترنت و در حاکميت دهکده ي جهاني، حروف نوشتاري فارسي را به لاتين و به اصطلاح فنگليش finglish       تبديل کنيم تا در ارتباط و سهولت آن موثرتر باشد ...
شما را به خدا بياييد انديشمندانه تر فکر کنيم و عميق تر پيشنهاد بدهیم و با مشاهده ی پیشرفت ها و کثرت کفار، دست از سنت ها و اعتقادات اصیل مان بر نداریم که همیشه همرنگ جماعت شدن، الزاما نارسوایی در پی ندارد .



                                                                                            والسلام




خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

[27/5/1387- 3:12 ع] ماه ديشب.. ماه امروز
[24/5/1387- 11:40 ص] مسکن
[24/5/1387- 12:9 ص] قيمت هاي امروز
[21/5/1387- 10:0 ع] ايمان واقعي
[21/5/1387- 8:0 ع] احکام و موضوعات
[19/5/1387- 4:1 ع] گرفتاري
[16/5/1387- 9:56 ع] زهد
[14/5/1387- 9:21 ع] شعر
[10/5/1387- 12:31 ص] برده داري نو
[5/5/1387- 10:41 ص] اردوي مشهد
[2/5/1387- 11:56 ع] قيامت دنيا
[27/4/1387- 8:43 ع] پرواز
[20/4/1387- 10:45 ع] شب آرزوها
[18/4/1387- 12:24 ع] شيعه ي تنوري
[14/4/1387- 11:57 ع] شاهد معتبر
[همه عناوين(226)][آرشيو شده ها]