لبگزه
 

 

 

جوانان - لبـــــگزه


 

اطلاع از به روز شدن

نام:

ايميل:

 
 

 

میهمانــان مـــن

 

«نجواي شبانه»
همفکري
آدمک ها
آقا شيــر
صدای سکوت
ايران اسلام
نگاه منتظر
پاک ديده
خلوت تنهايي
سراي انديشه
سيد محسن
اردشيـر
نرگسي
مفتــــي
احمــدک
شوق پرواز
حريــم دل
خانم نـاظـم
تقدير
ازتو تابي نهايت
شبنم سحرگاهي
رعنـــا
فرداهاي من
مونس
سـلالــه
نگاه خيس
ني نامـه
يه مسافر
تا صبح انتظار
ارميـــا
تالــوگ
لبگزه ي قبلي
مجاهد مجازي


 

 

زخمه بر دل.. ناله از جان


 

 

 

خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

 
 
+ جوان

چهارشنبه 27 دي 1385
 

 

اين مطلب از وبلاگ قبلي ام ( لبگزه ي بلاگفا ) به اينجا منتقل شده است
شنبه بيست و ششم شهريور 1384ساعت 21:27
 
 


                                   روز جوان بر همه ي شما جوانان عزيز مبارک 


                       


                  


سلام ياران جوان ... بخوانيد فقط دلگير نشويد


روز جوان رسيد. خدا را شکر که جوان هم يک روز دارد.. هر چند ما چندين سال است که از دنياي جواني جدا شده و با جناب ميانسالي وصلت کرده ايم.. البته بهتر و درست تر اين است که بگويم جواني با  بي مهري تمام، ما را طلاق داده و به عقد اجباري جناب ميانسالي در آورده است... و خواهي نخواهي به زودي چشم بر هم نگذاشته که عاليجناب بزرگسالي خواهد آمد.


از شوخي که بگذريم ... بسياري از جوانان امروز زياد به خود مغرورند و از تجربه هاي بزرگترها و پدر و مادر نه پند مي گيرند و نه استفاده مي کنند .... بسياري از جوانان امروز، پدر و مادر را مربوط به نسل گذشته مي بينند و خود و نسل خود را بي نياز از راهنمايي آنان مي دانند ... بسياري از جوانان امروز، تمام عقل جهان را در وجود خويش  احساس مي کنند و بزرگترها يعني عاقلان فرزانه ي واقعي را متحجر و از رده خارج به حساب مي آورند.


امير مومنان علي عليه السلام در توصيه اي به فرزندش امام حسن مجتبي عليه السلام مي گويد: خيلي خوب بود اگر انسان دو عمر داشت که يکي را به تجربه مي گذراند و در ديگري آن تجربه ها را به کار مي گرفت.. اما حالا که اين نيست و بيشتر از يک زندگي براي آدمي ميسر نمي شود، پس بيا و سفارش هاي من را گوش کن که هم از تجربه هاي خودم و هم از تجربه هاي پيشينيان برايت بگويم تا فردا، دريغ و افسوس نخوري که اي کاش مي شد يک بار ديگر به دنيا برمي گشتم و آزموده ها را به کار مي گرفتم تا زندگي موفق تري داشته باشم...


حالا واقعا آيا بزرگتر هاي ما از رده خارج هستند؟ يا اين که چون مثل ماها دانشگاه نديده اند، با اينترنت و ماهواره آشنايي ندارند، به درد نمي خورند و عقلشان نمي رسد؟ به خود بياييم ... آيا دانشگاه و کتاب و مدرسه، به تنهايي انسان ساز ند؟ چرا تجربه ها را دور بريزيم و فقط به آزمون و خطاي خود دل ببنديم؟ مگر نه آن که به قول ابو علي سينا تجربه ارزشمندتر از علم و دانش است؟ 


در اين زمينه حرف زياد است و فعلا مجال کم ... 


 




 
 
+ جوانان

دوشنبه 25 دي 1385
 

 

اين مطلب را روز جمعه بيست و پنجم شهريور 1384ساعت 22:4  در لبگزه ي بلاگفا نوشته بودم که به اينجا منتقل کردم

 


  ۱۱ شعبان المعظم به مناسبت ولادت حضرت علي اکبر  " روز جوان " ناميده شده است. با تبريک اين روز عزيز به همه ي  جوانان عزيز  و دختران و پسران ايراني ...



                                                               ***


به راستي چه سير و تحولي در دنياي جواني پيش آمده است؟ سطح توقعات و انتظارات متقابل جوان و جامعه، جوان و والدين، جوان و مسئولان و جوان و ... دچار چه تغييراتي شده است؟ در مسائل مربوط به جوانان، کجا هستيم و کجا بايد باشيم؟ اينها و البته ده ها پرسش ديگر وجود دارد که بايد پاسخ داده شوند. اما کي و کجا و توسط کي ؟ نمي دانم ...


البته اين که مسئولان ما براي جوانان چه کرده اند، بايد گفت زحمات زيادي در اين باره کشيده شده است. حالا اين زحمات چقدر زير بنايي و ماهوي هستند و چقدر روبنايي و شکلي... مسايلي است که نياز به مباحث مفصل تري دارد که نه من مسئوليتي در اين زمينه دارم و نه در صدد بيان آن هستم..


اما اين قدر مي دانم که جوان امروز ، بهترين سوژه اي است که بسياري از مسئولان، هنگام بيکاري سخت بدان مي پردازند و البته تنها در مقام حرف .... ولي در گذرگاه عمل ، جوان تنها يک پل است که هنگام نياز و براي عبور از آن و رسيدن به مقصود، به کار مي آيد و پس از رسيدن به هدف از صحنه خارج و مانند پل متحرک پس از عبور از رودخانه، جمع مي شود.


                                            


اجازه بدهيد که بيش از اين به اين موضوع نپردازم و ماجرا يا درد دل خود را از زاويه اي ديگر، مورد گفتگو قرار دهم و آن اين که خود جوانان براي خود چه کرده اند و حال و آينده شان را چگونه طراحي نموده اند؟


من بر اين باورم که جوانان گذشته با تمام محدوديت ها و محروميت ها و کمبودهاي مادي و تحصيلي و رفاهي، بيشتر از جوانان امروز از ظرفيت ها و استعداد هاي بالفعل و بالقوه ي خود استفاده مي کرده اند. در حالي که بسياري از جوانان امروز يا خود را دست کم می گیرند و اصلا از این استعداد های طبیعی و خدادادی  استفاده نمی کنند و یا این که گاهی در استفاده از آن ها راه و رسم افراط  و تفریط را پیش می گیرند و هم خود  به بیراهه می روند و هم اعتماد دیگران و جامعه را نسبت به خود از دست می دهند.


البته خوب است این را بگویم که این ها نوشته ی کسی است که دیری نیست که با روزگار جوانی وداع کرده و هنوز فاصله ی او و جوانان قدری نیست که تهمت  " عدم درک جوان " بر او روا باشد ... ضمن این که هنوز روح و حس جوانی را چه در انگیزه ها  و چه در شر و شور جوانی از دست نداده است. تنها فرقش با دوران جوانی اش این است که کمی واقع بینانه تر -- و ادعا نمی کنم که عاقلانه تر -- به مسائل نگاه می کند.


بعضی از این جوانان فقط پدر و مادرشان را می شناسند و تنها مسیر اتاق خواب و مدرسه ی خود را بلدند. بسیاری از اینان با این که در علم و تحصیل نابغه می شوند اما برای یک سلام و احوالپرسی عادی می مانند، چه رسد به حضور فعال اجتماعی... و به خاطر همین خانه نشینان خوبی خواهند بود. بعضی دیگر آن قدر از محیط اطراف، بزرگترها، والدین و عاقلان قوم گریزانند که شر و شور جوانی را فقط با تکیه بر احساسات و غرور خود و هم سن و سال های خود به کار می گیرند و چه بسا که به لا ابالی گری، بی قیدی،  هرزگی و انگل شدن کشیده می شوند. بعضی دیگر  نیز هستند که  هم در تحصیل و هم در کار ، راه به جایی نمی برند و  از طرفی حجب و حیا و تربیتشان اجازه ی بی پروایی و بزهکاری به آنان نمی دهد. اینان هم گروهی هستند که منتظر معجزه می مانند شاید که دستی از غیب برون آید و کاری بکند.


آیا واقعا جامعه می تواند به این دسته از جوانان تکیه کند؟ جواب معلوم است ... و  آن وقت است که عدم درک متقابل پیش می آید و  " شکاف نسل ها "  روز افزون تر می شود. 


دلیل اصلی این ماجرا چیست ؟ نمی دانم ...


 ولی شاید این باشد که غالب جوانان امروز،  بیشتر از آنکه از خود توقع داشته باشند، از والدین، جامعه و اطرافیان توقع دارند و خود را خنثای خنثی می پندارند. اینان بیش از آن که دست بر زانوی خود بگذارند و بیش از آنکه به پتانسیل ها و نقاط قوت خود تکیه کنند و با استفاده ی از  امکانات طبیعی پیرامون خود و بهره برداری از تکنولوژی ها و مکانیزم های گوناگون و پیشرفته ی در دسترس، خالق شگفتی ها شوند و موجب افتخار خود ، خانواده و جامعه و کشور خود شوند، انتظار دارند که دیگران جاده ها را برایشان هموار کنند و آن ها در این جاده فقط به سرعت راه بروند.


                               


                                                           


جوانان امروز باید مثل جوانان دیروز باور کنند که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ...


جوانان باید باور کنند که جاده صاف کردن حتی اگر با ریتمی کند همراه باشد هنر است، نه در جاده ی صاف و هموار با سرعت ۲۰۰ کیلومتر حرکت کردن.... خلاق و مبتکر بودن ارزش دارد نه از خلاقیت های دیگران بهره بردن و آسوده رندگی کردن ... غذا پختن را بلد بودن و بی نیاز بودن از دیگران، بهتر  است از لقمه ی آماده خوردن و ساندویچی بزرگ شدن ... و به قول معروف اگر قلاب سازی و ماهی گیری را یاد بگیریم مستقل تر و عزتمندانه تر از این است که  ماهی را از ماهی گیر به التماس بگیریم تا رفع گرسنگی کنیم ... که اگر نداد از گرسنگی  بمیریم.


جوانان امروز باید خودشان، خودشان را باور کنند نه اینکه توقع داشته باشند که دیگران آنها را باور کنند ... باید خود را دریابند و باور کنند که بسیاری از بزرگان مذهبی و  رجال علمی و تأثیر گذاران صحنه های مختلف ایران و دنیا از روستاها و بطن خانواده هایی محروم و درمانده سر بلند کرده اند...


جوانان باید باور کنند که می توانند کوه ناامیدی را از بیخ و بن برکنند ... باید باور کنند که ارده ی آنها همه چیز حتی طبیعت را به تسلیم وادار می کند ...


جوانان باید باور کنند که تقلید از دیگران تمام پتانسیل آنان نیست ... و پوشیدن تی شرت های منقوش به پرچم بیگانگان و صورتک دلقک های  آنسوی آب، نشانه ی تمدن و آزاد اندیشی نیست ...


جوانان باید باور کنند که به شکل خوانندگان و هنرمندان هندی و هالیوودی در آمدن شایسته ی جوان ایرانی نیست ...


جوانان باید باور کنند که نشریه های کذایی که مدل  و درصد رنگ  موی هنر پیشگان غربی را معرفی و بر و رو  و جسم امثال نیگول کیدمن و جنیفر لوپز را تبلیغ می کنند ، کتاب سعادت آنان نیست ...


جوانان باید باور کنند که اگر حتی در اصلاح سر و صورت و آرایش می خواهند منحصر به فرد باشند و مورد توجه دیگران، می توانند با تکیه بر خلاقیت خود و آداب و سنت های ایرانی به این مسیر گام بردارند ...


جوانان باید باور کنند که هر روز به شکلی -- آن هم از نوع اجق وجقش -- درآمدن، هرچند حس انگشت نما شدن و مورد توجه قرار کرفتن شان را ارضا می کند ولی ارزشی نیست که ماندگار باشد ....


جوانان باید باور کنند که نیاز تعلق اجتماعی آنان را وابستگی و پیروی از گروههای پانک و رپ ( این ها که قدیمی شده اند ) و هوی متال و متالیکا و ... تأمین نمی کند ...


جوانان باید باور کنند که مایکل جاکسون ها دارای انحراف اعتقادی و اخلاقی هستند و مدوناها مبلغان عرفان صهیونیستی کابالا...


جوانان باید باور کنند که  عرفان وارداتی از مکاتب شرق آسیا و همدمی با عرفان  بودا، اشو، بورخس و کوئیلو ی برزیلی و... راه سیر وسلوک نیست و تنها توهم و خیال پردازی است ... و باید باور کنند که ما خود ریشه ی عرفان ناب هستیم و از صوفی گری و مرید بازی و مرید پروری به دور ...


جوانان باید باور کنند که اکس و اکستاسی و اشک خدا و مخدرات قرن ۲۱ آنها را به جایی نمی رساند جز به تباهی فکر و اندیشه و غیرت و عزت ...


و بالاخره جوانان باید باور کنند که این ها همه و همه دسیسه های دشمنان برای انحطاط و بی هویت کردن آنان است ... و باید باور کنند که  وابسته به جامعه ی پر افتخار ایران اسلامی با عادات و رسوم و سنت های اصیل و مایه دار خود هستند... 


و البته اینکه ما به عنوان متولیان فرهنگی کشور چقدر، در ایجاد ارتباط با جوانان موفق بوده ایم و جوانی را که به اقتضای سن و سالش دنبال حقیقت و شناخت کاملی از هستی می گردد و در مرحله ی  شکل گیری ایدئولوژیکی قرار دارد، تا چه اندازه با حقایق ناب اسلام عزیز و سنت های اصیل و جاودان ملی خویش آشنا کرده ایم ... بحثی است که بهتر است اصلا به آن نپردازیم چون ما هم باید باور کنیم که .....


                                                                                                               والسلام


 




خـانـه  |  صاحب خانــه |  تمـــاس  |  ایمیـــل   |  چرا  لبگزه ؟  

[27/5/1387- 3:12 ع] ماه ديشب.. ماه امروز
[24/5/1387- 11:40 ص] مسکن
[24/5/1387- 12:9 ص] قيمت هاي امروز
[21/5/1387- 10:0 ع] ايمان واقعي
[21/5/1387- 8:0 ع] احکام و موضوعات
[19/5/1387- 4:1 ع] گرفتاري
[16/5/1387- 9:56 ع] زهد
[14/5/1387- 9:21 ع] شعر
[10/5/1387- 12:31 ص] برده داري نو
[5/5/1387- 10:41 ص] اردوي مشهد
[2/5/1387- 11:56 ع] قيامت دنيا
[27/4/1387- 8:43 ع] پرواز
[20/4/1387- 10:45 ع] شب آرزوها
[18/4/1387- 12:24 ع] شيعه ي تنوري
[14/4/1387- 11:57 ع] شاهد معتبر
[همه عناوين(226)][آرشيو شده ها]