بشتاب بانوي من !
بشتاب که نفس هاي مادر به شماره افتاده است
و پدر بي صبرنه منتظر است
انتظار پدر، انتظار ساده ي هر پدري نيست
که تولد فرزندي را آرزو دارد..
آخر قرار است تو همدم مادر باشي و پشتيبان پدر
بشتاب بانوي من !
نمي بيني مادرت را که زنان حجاز چگونه تحريمش کرده اند؟
که چرا با محمد امين ازدواج کرده است...
و نمي بيني پدر را که مردان قريش ابترش مي خوانند؟
که چون پسرانش يکي پس از ديگري رفته اند
بشتاب بانوي من !
که نبض زمين منتظر قدوم توست
و قلب زمان نيز...
تا پاسدار وجود بهترين آفريده ي خدا باشي
هم دينش را
و هم نسلش را...
بشتاب بانوي من!
که حس مي کنم بوي بهشت را
و مدينه امروز ... ميعاد فرشتگان است با دسته گل هاي بهشتي
ميلادت مبارک بانوي من !
دخترم را روزي که به دنيا آمد به عشق تو فاطمه سادات نام نهاديم.. و چه زيباست اين تقارن که امسال روز تولدش شب ميلاد توست.. او را و همه ي دختران عاشقت را دعا کن مادر !